الزامات انتقال پایتخت از تهران

الزامات انتقال پایتخت از تهران

دکتر حامد قادر مرزی

عضو هیات رییسه و سخنگوی کمیسیون عمران

 

در طول تاریخ ایران از آغاز حکومت سلسله مادها تا کنون یعنی زمانی که همدان یا هگمتانه به عنوان اولین پایتخت ایران بوده تا کنون که تهران آخرین پایتخت کشور است 31 بار جابجایی پایتخت را در سطوح ملی و منطقه‌ای گذرانده‌ایم. که برخی پایتخت‌ها فقط یک بار و برخی دیگر چندین بار به عنوان پایتخت انتخاب شده‌اند. پس از انقلاب اولین بار بحث انتقال پایتخت در سال 1364 یعنی 28 سال پیش همزمان با دویستمین سال پایتختی تهران مطرح شد.

در سال 1368 مطالعاتی زیر نظر وزارت مسکن و شهرسازی وقت انجام گرفت که 4 گزینه برای انتقال پایتخت مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نهایتآً نتیجه این شد که انتقال پایتخت هزینه دارد و به جای انتقال پایتخت «طرح ساماندهی پایتخت» را مطرح کردند. که نتایج زحمات سال 1368 به بعد در قالب طرح ساماندهی تهران، که تلاش‌ها و سرمایه‌های زیادی را صرف کرده است، مورد اجرا قرا گرفت، اوضاع نابسامان کنونی این شهر برای زندگی حتی با اجرای طرح‌های مختلف ساماندهی پایتخت و زحمات زیاد سامان نیافت. آیا طرح‌هایی مانند دورکاری و انتقال کارمندان از تهران و... که در چند سال گذشته اجرا شد... چه نتیجه‌ای داشت؟!

آیا اگر مسوولان ذی‌ربط 24 سال پیش شروع می‌کردند به انتقال پایتخت هزینه‌ها بیشتر بود یا امروز؟!. این انتقال که نهایتآً روزی باید حتماً انجام شود هر چه به تأخیر بیفتد هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم بیشتری را به کشور تحمیل خواهد کرد.

براساس مطالعات انجام شده به علت مشکلات و مسائل پیچیده و بغرنج تهران، انتقال پایتخت از تهران را به دلایل مهم زیر الزامی و ضروری می‌دانم:

1- تمرکز شدید و ازدحام جمعیت: شهر تهران به نسبت سایر شهرهای کشور بیشترین تعداد جمعیت کشور را در خود جای داده است. این شهر در مقابل 1330 شهر به تنهایی 16 درصد جمعیت شهری کشور را به خود اختصاص داده است. تهران 5/8 میلیون نفر جمعیت ساکن دارد، بزرگترین شهر غرب آسیا و 42 امین شهر بزرگ جهان است.

روزانه حداقل 12 میلیون نفر جمعیت شناور درون و برون شهری دارد و با شهرهای مجاور خود که رشد شتابان و بزرگی‌شان را به خاطر همجواری با تهران پذیرا گشته‌اند، به صورت یک مگالاپلیس بزرگ درآمده و این شهر با خاصیت ماکروسفالی تسلط خود را بر تمام شبکه سکونتگاهی کشور گسترانده است. تراکم بسیار زیاد جمعیت در واحد سطح و افزایش لحظه و به لحظه‌ای آن از آستانه‌های تحمل و پذیرش شهر فراتر رفته و شهر را به یک توده عظیم جمعیتی در فضای کشور تبدیل کرده است.

2- تمرکز اقتصادی و تجاری: متمرکز شدن منابع و امکانات عمده اقتصادی، مالی و تجاری مانند شبکه‌های بزرگ بانکی، پول و ارز، بازار، کمپانی‌ها، دفاتر شرکت‌ها و کارخانجات، سرمایه‌داران و تجار بزرگ ملی و بین‌المللی کشور باعث شده است که تهران رهبری اقتصاد ملی را برعهده گرفته و این تمرکز اقتصادی بر تمرکز جمعیتی و ترددی مرتبط تهران همواره می‌افزاید.

همچنین حجم نسبتاً زیاد تقاضای جمعیت در موارد مختلف در بسیاری از موارد مانند مسکن باعث افزایش قیمت زمین و مسکن شده و به صورت تدریجی این افزایش قیمت‌ها به سایر نقاط کشور نیز سرایت می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که بخشی از افزایش قیمت زمین و مسکن ناشی از تورم تقاضا در تهران بوده و نهایتاً منجر به تورم قیمت زمین و مسکن می‌شود و این تورم به سایر نقاط کشور علی‌رغم اینکه تورم تقاضا و مشکلات تهران را نداشته باشند سرایت کرده و باعث افزایش قیمت‌ها در سایر شهرهای کشور می‌شود.

3- تمرکز سیاسی – اداری: تمام مراکز تصمیم گیری و مدیریتی ملی در تهران مستقر هستند: مانند دفتر ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی، قوه قضاییه، تمامی وزارتخانه‌ها، نهادهای ملی دولتی و غیردولتی، ارگان‌های حکومتی ملی و‌... . جمعیت عظیم کارکنان این نهادها و مراکز سیاسی– اداری کشور در تهران ساکن بوده و حضور آنان قدرت کامل بلامنازع سیاسی و اداری را به تهران بخشیده و روزانه حجم عظیمی از ترافیک زمینی و هوایی کشور را برای انجام امور اداری و سیاسی در سایر نقاط کشور به سوی این شهر روانه کرده و حجم تردد درونی شهر تهران و جمعیت شناور آن را به شدت افزایش می‌دهد.

4- معضلات محیط‌زیست شهری: تمرکز شدید جمعیتی، اقتصادی، خدماتی و سیاسی– اداری تهران و روند فزاینده همه تمرکزهای مذکور فرآیند مصرف انواع منابع را در یک سیر شتابان همواره افزایش می‌دهد که نتیجه آن تولید انبوه انواع پسماندها و زباله‌های خانگی، تجاری، صنعتی، بیمارستانی، الکترونیکی و... می‌باشد. بنزین مهمترین ماده مصرفی و‌ آلاینده تهران است. روزانه حداقل 14 – 13 میلیون لیتر بنزین در تهران مصرف می‌شود که همراه با گازوئیل مصرفی، سالیانه دست کم 10 میلیون تن گاز کربنیک در تهران تولید می‌شود، که آثار سوء این آلایندگی بر سلامت ساکنان این شهر مشخص بوده و عامل مهمی‌در کاهش متوسط عمر شهروندان می‌باشد.

5- معضل ترافیک؛ حجم بالای خودروهای عمومی و دولتی و افزایش ضریب مالکیت خودروهای خصوصی با خودروهای جمعیت شناور، معابر این شهر را در طول روز به پارکینگ نسبتاً متحرک خودروها تبدیل کرده و علاوه بر افزایش نسبی مصرف سوخت، باعث تشدید آلودگی هوا و آلودگی صوتی می‌شود.

اما مهمترین تأثیر ترافیک سنگین تهران که معمولاً مورد غفلت قرار می‌گیرد، اتلاف وقت شهروندان و ایجاد خستگی و بروز اختلالات روحی و رفتاری شهروندان است. اگر به تناسب جمعیت ساکن و شناور، سرانه متوسط اتلاف وقت شهروندان تهران در ترافیک را یک ساعت در نظر بگیریم، روزانه 12 میلیون ساعت وقت انسان‌ها در پایتخت تلف می‌شود. که ماهیانه 000/000/360 ساعت وقت مردم تهران در ترافیک تلف می‌شود. تعداد بسیاری از این افراد سرمایه‌های انسانی کشور از جمله نمایندگان، مدیران، متخصصان، اساتید و نخبگان است، که به عنوان کارگزاران نظام وقت آنها باید صرف خدمت به مردم شود نه هدر رفت در ترافیک. ضرورت دارد در این راستا به برنامه انتقال پایتخت جدی‌تر توجه و عمل شود.

6- پایین بودن شاخص‌های کیفیت زندگی؛ ازدحام جمعیت، گرانی، پائین آمدن قدرت خرید شهروندان، اتلاف وقت در ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و امراض ناشی از آنها باعث سطح نسبتاً پایین شاخص‌های کیفیت زندگی بر اثر عوامل محیطی شهر در تهران شده است.

7- خطر زلزله؛ شهر تهران همواره در معرض خطر زلزله قرار دارد. گسل‌های شمال تهران، گسل مشاء، گسل کهریزک و گسل ری که همواره تهران را در معرض خطر قرار داده‌اند، هر کدام توان ایجاد زلزله‌های 5/7 ریشتری را دارند. با توجه به تراکم بالای جمعیتی، منابع اقتصادی، خدماتی، سیاسی و فرهنگی، مقاومت پایین بسیاری از ساختمان‌های شهر و حوادث هنگام زلزله مانند شکستگی خطوط انتقال گاز و آب‌و‌قطع و اتصال خطوط انتقال برق و آتش‌سوزی و‌... زلزله تهران یک فاجعه انسانی وخیم به بار خواهد آورد.

هنگام طرح مباحث انتقال پایتخت همواره این بحث عنوان می‌شود که انتقال پایتخت هزینه بر است. آیا ماهیانه حداقل اتلاف 000/000/360 ساعت وقت شهروندان تهران، آلودگی شدید هوا، تولید سالیانه حداقل 10 میلیون تن گاز کربنیک در این شهر، مرگ‌و‌میرهای ناشی از محیط ناسالم شهر و تلفات انسانی، ‌اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ناشی از زلزله‌ای که حتماً خواهد آمد، برای کشور هزینه نیست!؟ همه ما مسوولان در مقابل وضعیت زندگی مردم تهران مسوولیت داریم و باورمان باید این باشد که تهران شهر همه ایرانیان و ایرانشهر است. در این راستا آنچه که پیش‌از هر چیز انتقال پایتخت را به عنوان یک وظیفه برای مسوولان ضروری می‌نماید، مباحث حقوق بشر است. لذا بنابر دلایل ذکر شده طرح انتقال پایتخت و امکان سنجی نحوه آن یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در جلسه روز سه‌شنبه 3/10/1392 به درستی به آن رای مثبت دادند.

اخبار مرتبط:

نتیجه انتقال پایتخت چیست؟ باربد فرهادی

الزامات انتقال پایتخت از تهران

 برای انتقال پایتخت به این شهر آماده ایم

همدان از گزینه‌های انتقال پایتخت

افزایش احتمال پایتختی مجدد همدان

 

/ 0 نظر / 20 بازدید