فرش همدان

برخی اصطلاحات متداول درصنعت قالیبافی همدان

آریش :   نخ تار ، چله ، ریشه

ارقاج یا ارقج :    نخ پود ضخیم

اریش کش : کسی که کار چله کشی را انجام می دهد

دارچرخان :   کسی که فرش بافته شده را می گرداند

اوستا (استاد) :   کسی که کار کارگردانی را انجام می دهد.

کوُجو :        چوبی که برای جداسازی نخهای زیردار در تارها به کار می رود ( گُرد)

پشت گرد- دال آقاجی : تخته باریکی که بالای کوجو بین تارهای زیرورو قرار می گیرد و کار آن جلو وعقب بردن تارهاست

دار وکل (دارکول) :دستگاه دار قالی بافی

قلاب :       وسیله برای گره زدن و بریدن اضافات نخ پشمی

قیچی :      وسیله ای برای گرفتن پرزهای اضافی

دفه دفتین (کرکت) : وسیله ای برای کوبیدن ارقاج و پود نازک بر روی گره ها ( معمولاً دو نوع دفه سبک و سنگین استفاده می شود.)

ایلمه :       گره

سیخ :         وسیله ای برای کشیدن پود در بین تارها

شانه :      برای باز کردن پیچ نخهای پشمی بعد از گره زدن

وینه (اورنگ): تکه ای از قالی که به عنوان نقشه مورد استفاده قرار گرفته و نقش آن در قالی در حال بافت تکرار می شود.

سیخ- سیرکَ(کیه،سیرک): سفت و شل شدن قسمتهائی از قالی

سره داشتن :   افقی نبودن بالا و پائین قالی اهل شده ، باشِ دار

شان :         شانه داشتن ، کج بودن قالی از بندها

چاله پرکن :   بافنده بهتری که قسمتهای بدون نقش را می بافد

نقشه خوان :   کسی که نقشه را برای سایر بافندگان می خواند

گِلِنگ رگ رج : ردیفهای ایلمه در یک چارک (26 سانتی متر معادل ¼ رج)

لوپیچ قراق : ناحیه کناری فرش به تعداد 10 ایلمه که معمولا به رنگ زمینه فرش بافته می شود

وره گوه :    تکه ای چوب که برای سفت کردن تارها در دار چوبی به کار می رود

دست :         بافتن یک ردیف گره در عرض قالی

یک پو(پود) :  قالی یک پود

دوپو :        قالی دو پود

هردست پود :   در هر ردیف یک پود مستقیم (ارقاج) و یک پود نازک عبور داده می شود

خرسک :    فرش ضخیم و بدون نقشة اصلاح شده

پرداختچی :    کسی که فرش تمام شده را پرداخت می کند

میخ کشی قالی سیخ کنی :  مرحله ای ترمیمی در فرش که برای رفع جمع شدگی و سره فرش صورت میگیرد 

فهرست منابع ومآخذ :

فرش همدان شیرین صوراسرافیل

قالی ایران سیسل ادواردز- ترجمة مهیندخت صبا

فرش ایران شیرین صوراسرافیل

پی نوشت :

|1| نام این شهر در کتیبه های ایران باستان «هگمتانه»ـ در کتاب عذرا « آگمتانه،در تاریخ هرودت « آگباتا»و درکتب قدیمی ایران «اکباتان»ذکر گردیده قالی ایران ( سیسیل ادواردز) مترجم : مهیندخت صبا ، صفحه 101

 

|2|انجلاس روستایی که در جنوب شهرستان همدان واقع شده و از مشهورترین روستاهای آن منطقه است .( کلمه مشهور در مورد محلی که قالیچه های آن را در دو قاره به نام می شناسند کافی نیست) تنها دوطرح را در یک متن قرمز روناسی می بافند. این طرحها بوته بیدی و هراتی هستند، پشم را خودشان می تابند و رنگ می کنند. قالی ایران سیسیل ادواردز- ترجمة مهیندخت صبا صفحة 110

|3|در کشورهای مغرب زمین ، فرآوردة روستاهای همدان را با نامهای مختلف که بیشتر به اندازة آنها بستگی دارد تا زادگاهشان می شناسند.( این نامها عبارت است از دو ذرع ، یک ذرع و نیم ، یک ذرع و چارک ، پشتی و غیره که همه به اندازه دلالت می کند) زمانی این قالیچه ها را قالیچة موصل می نامیدند ، یعنی به نام شهری که در شمال عراق واقع شده است. معلوم نیست چگونه این نام بر قالیچه های کار همدان اطلاق شده است. گمان می شود در اواخر قرن اخیر موصل ، که در آن زمان یکی از شهرهای ترکیه به شمار می رفت ، مرکز تجمع قالیچه های کردستان بوده و قالیچه های کردی از آن جا به بازارهای قسطنتنیه حمل می شده است . شاید بازرگانی که این کالاها را دریافت می کردند (ودرآن زمان اطلاعات جغرافیایی اندکی داشتند) از لحاظ سهولت کار، نام موصل را بر کلیه قالیچه های ارزان قیمتی که از آن شهر پرفعالیت به دست آنها می رسد اطلاق می کردند ، حال خواه این قالیچه ها از کردستان آمده باشد و یا از شهری دورتر از مشرق زمین . قالی ایران سیسیل ادواردز ترجمة مهیندخت صبا- صفحة 105

|4|تلفظ محلی این نام برچلو است ، ولی اینلفظ درست نیست . برچلو یکی از قبایل مشهور مغول است که هنوز آثار آنها در قفقاز موجوداست . شاید اینها نیز مثل قراگزلو خدابنده لو و بهارلو در قرن سیزدهم با هلاکو خان بر شهرستان همدان غلبه کردند و مستقر شدند.(پوفسور مینورسکی)

( فرش ایران- شیرین صور اسرافیل صفحة 415)

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
یک چناری

سلام دوست عزیز. تشکر از مقالاتتون. شما با چه دلیلی زبان چناری را کردی فارسی نوشته اید؟ من که چناری ام کردی بلد نیستم! زبان چنار کردی فارسی نیست

قروه ، سنندج ، که از شهرستانهای استان کردستان میباشد و سنندج مرکز استان کردستان . آخه کدام احمقی به شما احمقترها اجازه داده که سنندج و قروه را جزوی از درجزین بدانید . خدا به شما کمی عقل بده .

مجید بیاتی

با سلام خدمت جناب آقای نوروزی اممیدوارم همیشه موفق باشی مطلب مفیدی بود من نمی دانم این کردهای سندج چرا اینقدر عصبی هستند فکر کنم باید مربوط به عقده های تاریخی باشد که دوست دارن کارشان را با فحش پیش ببرند کردهای اسدآباد واقعا ادمهای خوبی هستن در ضمن مردم چنار شیخ در اسدآباد دارای یک لهجه خاصی هستند که بیشتر می توان آن را لری نامید تا فارسی یا کردی

ر ر

باسلام وتشکرمطالب مفیدی بود اما بسیارخلاصه وگنگ ,بهتر است وقت بیشتری صرف معرفی شهرستان ها وصنایع دستی آنها کنید. باز هم ممنون