مصطفی نوروزی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مصطفی نوروزی
آرشیو وبلاگ
      همدان پایتخت تاریخ و تمدن (پژوهشهای فرهنگی اجتماعی سیاسی استان همدان)
دلایل علمی 7 محقق کشور در مخالفت یا موافقت با انتقال پایتخت نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸

 

با وجود تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره انتقال پایتخت، زلزله خیز بودن 90 درصد شهرها، ضرورت دولت الکترونیک، عدم شناخت نسبت به زمین شناختی و عدم رشد متوازن شهرها دلایلی است که در مخالفت با این طرح بیان شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام انتقال مرکز سیاسی کشور به مکان مناسب برای بهبود و اصلاح استقرار جمعیت تا پایان چشم‌انداز را در ادامه بررسی و تدوین سیاستهای کلی در بخش آمایش سرزمین تصویب کرد. مجمع همچنین بررسی مواردی چون رعایت ملاحظات امنیتی و دفاعی در استقرار جمعیت و فعالیت در سرزمین با تکیه بر انتخاب مکانهای مناسب و استقرار مراکز زیست و فعالیت برای اقدامات توسعه متوازن و همچنین مراکز حیاتی و حساس متناسب با ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و پدافند غیرعامل را خواستار شد. با توجه به شرایط جغرافیایی و زمین شناختی کشور و همچنین با در نظر گرفتن زلزله خیز بودن ایران اینکه آیا انتقال پایتخت تصمیم شایسته ای است یا خیر، موضوعی است که خبرگزاری مهر نظرات کارشناسان را در این زمینه جویا شد. پیشنهاد ایجاد دو پایتخت سیاسی دکتر مهدی زارع معاون پژوهشی پژوهشگاه زلزله با تاکید بر اینکه ایجاد دو پایتخت سیاسی و تجاری در ایران پروژه مهمی است که باید برای آن برنامه ریزی کرد و این امر نیز مستلزم کار علمی است گفت: در مطالعات پروژه های پژوهشی این پژوهشگاه اهمیت تعیین محل و ایجاد پایتخت جدید مشخص شده است و در این راستا پیشنهاد ایجاد دو پایتخت سیاسی و تجاری در کشور ارائه شد. وی با تاکید بر اینکه دو پایتختی شدن کشور پروژه مهمی است که حتی در صورت به طول انجامیدن مستلزم کار علمی برای آن و جدی گرفتن این موضوع است، افزود: در حال حاضر نمونه هایی از جمله آمریکا و ترکیه وجود دارند که با توجه به لرزه خیز بودن، این کشورها دارای دو پایتخت سیاسی و تجاری هستند. به طور مثال آمریکا دو شهر مهم واشنگتن و نیویورک را دارد و از سوی دیگر ترکیه نیز پایتخت سیاسی خود را آنکارا و پایتخت تجاری خود را استانبول قرار داده است. زارع یادآور شد: برای این کار باید مکانی یافت که آن را به پایتخت سیاسی و علمی و اقتصادی بدل کنیم و این مکان باید از نظر لرزه خیزی نیز کمترین میزان احتمال در آن وجود داشته باشد. معاون پزوهشی پژوهشگاه زلزله اضافه کرد: این کار نیازمند سرمایه گذاری درست در منطقه ای با لرزه خیزی پایین و توجه به فناوری روز در طراحی آن پایتخت است. اشتباه تاریخی انتخاب تهران به عنوان پایتخت در مقابل این نظر کارشناسان دیگر بر غیرعلمی بودن این نظر تاکید داشتند که از آن جمله می توان به گفته های دکتر بهرام عکاشه رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد اشاره کرد. وی ایجاد اولین پایگاه لرزه نگاری در کشور را مربوط به سال 1960 دانست و گفت: اولین پایگاه در امیرآباد شمالی نصب و راه اندازی شد و با توجه به اینکه در آن موقع امیرآباد شمالی خارج شهر بود از این رو با افزایش بزرگ نمایی دستگاه امکان ثبت زلزله ها فراهم شد. این پایگاه در مطالعات مربوط به یافتن کانونهای زلزله در کشور بسیار موثر بود. وی به افزایش تعداد ایستگاههای لرزه نگاری در کشور اشاره کرد و افزود: در سالهای 1962 تا 64 به منظور شناخت کره زمین، برنامه جهانی اجرا شد که در این راستا در ایران سه پایگاه لرزه نگاری در شهرهای تبریز، شیراز، مشهد و در کل جهان 120 پایگاه مستقر شد که تاکنون نیز این پایگاهها فعال هستند. با ایجاد مثلث شیراز، مشهد و تبریز توانستیم زلزله های بزرگتر از چهار ریشتر را ثبت کنیم. عکاشه، تاسیس اولین پایگاه لرزه نگاری بزرگ در منطقه جنوب غرب تهران را مربوط به سالهای 1973 و 74 دانست و اظهار داشت: موسسه ژئوفیزیک با استفاده از این تجهیزات توانست کوچکترین زلزله را ثبت کند و با تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده متوجه شد که تهران فوق العاده زلزله خیز است. رئیس دانشکده علوم پایه دانشگاه آزاد با تاکید بر اینکه تهران به اشتباه به عنوان پایتخت معرفی شده است، اضافه کرد: پیش از این شهر ری پایتخت کشور بود که بارها بر اثر زلزله تخریب شده بود و با مهاجرت مردم به تهران و انتقال پایتخت به آن، تهران آن قدر رشد کرد که پدیده حاشیه نشینی را ایجاد کرد. حاشیه نشینی یعنی ساختن خانه های غیر مقاوم و موقتی و جمعیت زیاد با فرهنگهای مختلف که اعتقادی به زلزله ندارند. سری بزرگ بر روی تنی نحیف دکتر عیسی ابراهیم زاده رئیس پژوهشکده علوم زمین و جغرافیای دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با اشاره به تجربه کشورهای دنیا در زمینه انتقال پایتخت گفت: انتقال پایتخت در دنیا سابقه طولانی دارد از آن جمله می توان به تجربه کشورهایی چون برزیل از ریودوژانیرو به برازیلیا، هند از دهلی به دهلی نو، پاکستان از راولپندی به اسلام آباد و عربستان از بندر جده به ریاض اشاره کرد. وی به سابقه طرح انتقال تهران اشاره کرد و اظهار داشت: این طرح در 15 سال پیش به یک باره مطرح شد و در دستور کار قرار گرفت و حتی در آن زمان وزارت کشور و برخی از دانشگاهها طرحهای مطالعاتی وسیعی انجام دادند و مقالات زیادی نیز به چاپ رسید ولی این طرح از ادامه راه باز ماند. ابراهیم زاده ادامه داد: در روزهای اخیر از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام مجددا طرح انتقال مرکز سیاسی کشور مطرح شد و در راستای بهبود و اصلاح استقرار جمعیت تا پایان چشم انداز به تصویب این نهاد نیز رسید. این طرح، هر چند که طرح بدی نیست ولی اجرایی کردن آن به مکانیزمهای خاصی نیاز دارد که تنها با مطالعه زیرساختها می توان آن را عملیاتی کرد. وی با اشاره به تجمیع امکانات در تهران یادآور شد: در حال حاضر به جز چند شهر بزرگ مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و اراک سایر نقاط کشور به ویژه شهرهای مرزی و شهرهای جنوبی توسعه نیافتند. برای تعدیل این وضعیت قبل از انتقال پایتخت باید به فکر توسعه متوازن مناطق مختلف کشور بود. رئیس پژوهشکده علوم زمین و جغرافیای دانشگاه سیستان و بلوچستان ادامه داد: طرح آمایش سرزمین در خلال سالهای 53، 63 و 88 مطرح شده است ولی هیچگاه به توسعه منطقه ای توجه نشده است و نتیجه این غفلت این شده است که تهران مانند سری بزرگ بر روی تن نحیف قرار گرفته است که نه می تواند مشکل خود را حل کند و نه می تواند مشکل سایر شهرها را رفع کند. ابراهیم زاده با تاکید بر اینکه در حال حاضر برنامه پنجم توسعه در حال تدوین است و به زودی به مجلس ارائه می شود، یادآور شد: توسعه پایدار منطقه ای باید در این برنامه مورد توجه قرار گیرد. این توجه باعث می شود که ولو اینکه انتقال پایتخت به صورت فیزیکی صورت گیرد به گونه ای برنامه ریزی شود که در پایتخت جدید مشکلاتی که در تهران با آن مواجه هستیم پیش نیاید. رئیس پژوهشکده علوم زمین، مکان یابی برای پایتخت جدید را در گروه مطالعات گسترده منابع طبیعی و انسانی چون ژئومورفولوژی منطقه، زلزله خیزی، شیب و جنس زمین، چگونگی منابع آب و راههای دسترسی دریایی، هوایی و زمینی دانست و تاکید کرد: اگر در اجرا کردن این پروژه درست برنامه ریزی و مطالعه شود علاوه بر دستابی به اهداف سند چشم انداز، توسعه سایر مناطق نیز فراهم می شود. حل معضلات پایتخت را در ICT جستجو کنید دکتر شهیندخت خوارزمی نائب رئیس و عضو هیئت مدیره انجمن‌ ایرانی مطالعات جامعه‌ اطلاعاتی با بیان اینکه تایید و رد چنین پروژه هایی نیاز به بررسی اهداف کلی آنها دارد، افزود: اگر طرح انتقال پایتخت در جهت کاهش آلودگیهای زیست محیطی و بهبود زندگی مردم باشد اقدام شایسته ای است با این حال اجرایی کردن این طرح نیاز به اشراف دقیق بر مسئله دارد. وی با تاکید بر اینکه انتقال پایتخت پروژه عظیمی است، اظهارداشت: اجرایی کردن این طرح هزینه های زیادی را بر کشور تحمیل می کند ضمن آنکه مشکلات دیگری را برای ساکنان پایتخت ایجاد خواهد کرد. خوارمی، تراکم جمعیت، ترافیک، آلودگی هوا و محیط زیست و ناکارآمدی خدمات را از معضلات پایتخت نام برد و ادامه داد: حل این معضلات در گرو توسعه ICT در کشور است ولی از آنجا که جامعه اطلاعاتی در کشور ما توسعه نیافته حل این مشکل در انتفال پایتخت دیده شده است. وی خاطرنشان کرد: اگر در کشور از ICT درست استفاده شود و زیرساختهای دولت الکترونیک، تجارت الکترونیک، آموزش الکترونیک و خدمات الکترونیک فراهم شود بسیاری از مشکلات و معضلات خود به خود حل خواهد شد. نائب رئیس انجمن‌ایرانی مطالعات جامعه‌ اطلاعاتی با طرح این سئوال که چرا مجمع تشخیص مصلحت نظام در این برهه از زمان طرح انتقال پایتخت را به تصویب رسانده است، اضافه کرد: با توجه به شرایط بحرانی کشور و وجود مسائل اولویت دار دیگری که در کشور وجود دارد بهتر بود که این نهاد بر توسعه ICT در کشور تاکید و زمینه های ورود کشور به این عرصه را فراهم می کرد. خوارزمی با ابراز امیدواری نسبت به اینکه در آینده نزدیک ICT در کشور همه گیر می شود، گفت: توسعه و همگانی شدن فناوری اطلاعات دست حکومتها و دولتها نیست بلکه جبر تکنولوژیکی ما را وادار می کند که به این سمت حرکت کنیم. وی تاکید کرد: در زمینه توسعه فناوریهای ICT و کاربردی کردن این تکنولوژیها ما بسیار ضعیف عمل کرده ایم به طوری که امروز برای حل معضلات پایتخت به جای اینکه به توسعه ICT در کشور توجه کنیم راه چاره را در جای دیگر جستجو می کنیم. انتخاب راه حل "انتقال" برای زمان ما قبل جامعه اطلاعاتی است. 90 درصد شهرهای کشور زلزله خیزند دکتر منوچهر قریشی رئیس پژوهشگاه علوم زمین نیز با اشاره به طرح انتقال پایتخت سیاسی کشور گفت: این طرح به منظور انتقال مرکز سیاسی کشور به مکانی مناسب با هدف بهبود و اصلاح استقرار جمعیت تا پایان چشم انداز بیست ساله تصویب شده است که این طرح در ادامه بررسی و تدوین سیاستهای کلی در بخش آمایش سرزمین است. وی با تاکید بر اینکه اجرایی کردن این طرح در این مدت امکانپذیر نیست، اظهار داشت: با انتقال وزارتخانه‌ها به بیرون تهران مشکلات به قوت خود باقی می ماند چرا که تهران همچنان با معضل تراکم جمعیت و آلودگیهای زیست محیطی دست به گریبان خواهد بود. قریشی به موضوع زمین شناختی ایران اشاره کرد و ادامه داد: از نظر زمین شناختی ایران جزء کشورهای جوان و دارای پوسته های جوان و فعالی است. از این رو شهرهای کشور مصون از خطر زلزله نیستند. به فرض اینکه از نظر لرزه خیزی مصون باشند، قابلیت و پتانسیلهای پایتخت شدن را ندارند؛ چراکه 90 درصد شهرهای کشور دارای پتانسیلهای لرزه خیزی هستند. رئیس پژوهشگاه علوم زمین در زمینه مشکلات موجود در تهران به عنوان پایتخت فعلی کشور به وجود بافتهای فرسوده اشاره کرد و گفت: این معضل به همراه باریک بودن معابر باعث می شود که در زمان بروز حوادث طبیعی راههای دسترسی به این مناطق با مشکلاتی همراه باشد. این وضعیت محدود به تهران نیست بلکه در سراسر کشور این وضعیت حاکم است. پایتخت را منتقل نکنید دولت الکترونیکی را راه اندازی کنید همچنین دکتر علی اکبر جلالی طراح شهر الکترونیکی با اشاره به وضعیت کنونی کشور گفت: موقعیت شهر تهران به گونه ای است که مسائل گوناگونی چون ترافیک و انتقال پایتخت را مطرح کرده است که اگر بخواهیم در فضای جامعه اطلاعاتی کنونی مسئله را بررسی کنیم و بپذیریم که ایران عضو جامعه اطلاعاتی است که در آن دولت، شهرها، فروشگاهها و کلیه سازمانها از طریق فضای سایبر مدیریت می شوند به یک گونه می توان به انتقال پایتخت پاسخ داد و اگر بر ادامه مدیریت سنتی جامعه تاکید داشته باشیم به گونه ای دیگر. وی با اشاره به وضعیت اول مبنی بر عضویت ایران در جامعه اطلاعاتی اظهار داشت: در این صورت دیگر نیازی به انتقال پایتخت از تهران به سایر نقاط نیست چرا که بسیاری از کارها به صورت مجازی و برخط انجام می شود و از طرف دیگر با استقرار هر وزارتخانه در یکی از استانها می توان مشکلات موجود در پایتخت را کاهش داد. جلالی اضافه کرد: در صورتی که بخواهیم به صورت سنتی کشور را مدیریت کنیم، بحث انتقال پایتخت مطرح می شود که در این صورت هزینه های زیادی را برای کشور به همراه دارد. رئیس پژوهشکده الکترونیک دانشگاه علوم و صنعت، انتقال پایتخت را تفکر خطرناکی توصیف کرد و یادآور شد: باید به جای فکر کردن به انتقال پایتخت به فکر استفاده از فناوری اطلاعات باشیم و این فناوری را محور توسعه کشور قرار دهیم. جلالی به رشد و توسعه شبکه های اجتماعی در دنیا اشاره کرد و اظهار داشت: فرد با استفاده از این شبکه ها که بر روی اینترنت قرار دارد می تواند بدون حضور فیزیکی و یا مستقر شدن در محل خاصی، فارغ از محدویتهای زمانی کارهای خود را انجام دهد به این ترتیب رویکردهای سنتی چون هشت ساعت کار، مراجعه به اداره و تشکیل جلسات فیزیکی از بین می رود. وی اضافه کرد: استفاده از فناوریهای جدید مانند "وب1"، "وب 2"، "وب 3" و "وب 4" می تواند ابزاری برای دولت باشد تا به راحتی خدمات الکترونیکی خود را ارائه دهد. طراح شهر الکترونیک، به تغییرات شدید دنیا اشاره کرد و یادآور شد: اگر رویکرد دولت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی در کشور تقویت شود، دولت در برابر بلایای طبیعی مصون می شود. ایجاد پایتخت سیاسی نیاز به مطالعه زمین شناختی دارد مهندس نیما امینیان رئس کمیته آموزش انجمن بتن نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با تاکید بر اینکه برای انتقال پایتخت نمی توان تنها یک آیتم "زلزله" را در نظر گرفت، گفت: به دلیل اینکه حیات و زندگی اکثر مردمان یک جامعه در پایتخت صورت می گیرد، باید علاوه بر در نظر گرفتن خطرات احتمالی زلزله باید به عوامل دیگری چون پویایی شهر و ترافیک پذیری آن نیز توجه شود. وی به خطرات احتمالی زلزله در تهران اشاره کرد و افزود: یکی از مشکلات تهران در زمان وقوع زلزله نحوه دسترسی به مناطق آسیب دیده است. به عنوان مثال خیابان فرشته به عنوان گرانترین منطقه در تهران شناخته می شود ولی در این منطقه علاوه بر اینکه ساختمانهای ایمن در برابر زلزله وجود ندارد، به دلیل باریک بودن معابر در زمان وقوع حادثه ای امداد رسانی به این منطقه بسیار مشکل است. امینیان با بیان اینکه این وضعیت در اکثر مناطق حاکم است، اظهار داشت: علاوه بر این بر اساس آیین نامه، باید میان ساختمانها "درز انقطاع" وجود داشته باشد. به این معنا که به اندازه یک صدم ارتفاع ساختمان، میان ساختمانها فاصله ایجاد شود تا در زمان وقوع زلزله هر ساختمانی واکنش مستقلی از خود نشان دهد. این درحالی است که در کشور ما این فاصله در میان ساختمانها وجود ندارد و در صورت تخریب ساختمانی، بنای مجاور خود را تخریب می کند. وی به استاندارد ملی 2800 اشاره کرد و افزود: طبق جدول خطر پذیری زلزله تهران در رتبه اول قرار دارد و پس از آن شهرهای مشهد، اصفهان و شیراز قرار دارد از این رو برای انتقال پایتخت به شهرهای بزرگتر باید مطالعات دقیق و همه جانبه ای صورت گیرد. رئس کمیته آموزش انجمن بتن با فرض اینکه شهر جدیدی برای پایتخت ساخته شود، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم شهر جدیدی برای پایتخت بنا کنیم علاوه بر مطالعات زمین شناختی باید ساختمانهای ایمن در برابر زلزله ساخته شوند. وی همچنین بر ایجاد تونل مشترک در این شهر تاکید کرد و ادامه داد: برای تاسیسات شهری چون آب، برق، گاز، فیبر نوری و فاضلاب باید تونل مشترکی را ایجاد کرد. این امر باعث می شود که علاوه بر مدیریت و ساماندهی یکپارچه ارگانهای ذیربط از خطرات احتمالی در زمان وقوع زلزله جلوگیری شود.

  نظرات ()
آمایش سرزمین و انتقال هدفمند جمعیت از پایتخت به شهرستان نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸
 
 

منبع: روزنامه - مردم سالاری - تاریخ شمسی نشر 18/5/1389

 
مدتی است موضوعی با عنوان انتقال جمعیت از تهران به شهرستان ها بر سر زبان هاست به طوری که به کرات در اخبار دیده ایم یا شنیده ایم که مقدمات انتقال کارمندان از پایتخت به شهرستانها فراهم است، چهل هزار نفر جهت خروج از تهران ثبت نام کرده اند، تسهیلات در نظر گرفته شده برای کارمندانی که قصد هجرت دارند،... و بحث های متنوع کارشناسی را در رسانه ملی و جراید شاهد بوده ایم اما بحثی که کمتر از آن یاد شده و می توان گفت بدان پرداخته نشده است بحث آمایش سرزمین است.
اگرچه تعاریف مختلفی از آمایش سرزمین در ادبیات برنامه ریزی کلان شده ولی هدف کلی آمایش سرزمین عبارت است از سازماندهی فضا به منظور بهره وری مطلوب از سرزمین در چارچوب منافع ملی. آمایش سرزمین زیربنای سازماندهی توسعه منطقه ای است و به بیانی دیگر ابزار اصلی برنامه ریزی و تصمیم گیری های منطقه ای و ملی است. هدف آمایش سرزمین توزیع بهینه جمعیت و فعالیت در سرزمین است، به گونه ای که هر منطقه متناسب با قابلیت ها، نیازها و موقعیت خود از طیف مناسبی از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد و جمعیتی متناسب با توان و ظرفیت اقتصادی خود بپذیرد.
در همین راستا بر اساس برنامه چهارم توسعه، بند 19- آمایش سرزمین مبنی بر اصول ذیل است:
- ملاحظات امنیتی و دفاعی
- کارآیی و بازدهی اقتصادی
- وحدت و یکپارچگی سرزمین
- گسترش عدالت اجتماعی و تعادلهای منطقه ای
- حفاظت محیط زیست و احیای منابع طبیعی
- حفظ هویت اسلامی ایران و حراست از میراث فرهنگی
- تسهیل و تنظیم روابط درونی و بیرونی اقتصاد کشور
- رفع محرومیت ها خصوصا در مناطق روستایی کشور
و براساس ماده-163 لایحه برنامه پنجم توسعه کشور به منظور ارتقای نظام برنامه ریزی کشور با لحاظ نمودن دو اصل آمایش سرزمین و پایداری محیطی در کلیه فعالیت های توسعه ای و سرمایه گذاری ها ملی و استانی، ایجاد هماهنگی بخشی، منطقه ای و بخشی- منطقه ای به منظور رعایت عدالت در توزیع منابع و فرصت ها، توسعه متوازن مناطق، ارتقای توانمندی های مدیریتی استان ها و انتقال اختیارات اجرایی به استان ها و تمرکز امور حاکمیتی در مرکز، ساز و کارها و شاخص های لازم به تصویب هیات وزیران می رسد.
در برنامه آمایش سرزمین با سه فرایند از رابطه انسان، فضا و فعالیت مواجهیم که منظور از فضا دربرگیرنده و حاصل روابط متقابل اقتصادی اجتماعی بخشی از جامعه در محیط مشخصی از سرزمین است. هرچند که در فرایند توسعه هیچ بخشی جدای از سایر بخش ها نبوده و توسعه هربخشی گرو توسعه سایر بخش هاست ولی در این فرایند بر توسعه انسانی تاکید بسیار شده است چرا که انسان است که محور چنین توسعه ای است و تمامی فرایندهای پیشین انسانی را می بایست دگرگون ساخته و توسعه بخشد. نخست رابطه انسان با طبیعت که به مرتفع ساختن نیازهای زیستی با حفظ زیست بوم، محیط زیست و میراث های طبیعی به جا مانده برای ما منتهی شود. دوم رابطه انسان با انسان که مشخصا به فرهنگ و مسایل اجتماعی و نهادها و سازمان های اجتماعی از یک طرف و نیازهای اجتماعی و فرهنگی و حقوق اجتماعی (حقوق خصوصی و عمومی) مربوط می شود. و خلاصه رابطه انسان با خود، که به توانایی های خلاقه انسانی، آزادی و ارزش ها و هنجارهای معنوی از یک سو و نیازها و حقوق فردی انسانی از دیگر سوی مربوط شده که در نهایت به خودآگاهی منتهی می گردد. در حال حاضر با گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی که بنابر توصیه های اکید حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری بر عدالت اجتماعی و برطرف شدن آثار تبعیض به جامانده از سیستم های استبدادی و پس از اجرای چهار برنامه توسعه که نگاهی بخشی به توسعه داشته اند، نیاز به برنامه ریزی فضایی و منطقه ای ضروری به نظر می رسد. تجربه سایر کشورهای جهان (همچنین کشور خودمان) که با استدلال به برخی از تئوری های توسعه از قبیل قطب های توسعه و تئوری های رشد متوازن و نامتوازن و... این نیاز که با برنامه ریزی فضایی و منطقه ای تعادل و توازن را در توسعه مناطق مختلف که بر معیارها و قابلیت ها و محدودیت های منطقه ای تاکید دارند ضروری به نظر می رسد. از آنجائی که معیارهای تصمیم گیری در کشورمان طی سه برنامه اول توسعه و سیاست های فرهنگی سال 1378 با الگوی مرکز پیرامونی صورت گرفته است، بیشترین امکانات فرهنگی در شهرهای بزرگ و به خصوص تهران متمرکز شده است، در مقابل در مناطق جنوبی و جنوب غربی با قطب محروم فرهنگی کشور مواجه هستیم. این درحالی است که بسیاری از استان های این منطقه از پیشینه و قابلیت های فرهنگی بالایی برخوردارند. همچنین استان های غربی و استان های شرقی و جنوب شرقی نیز در وضعیت نامناسب امکاناتی به سر می برند. اگرچه اقداماتی خوبی را در سال های اخیر شاهد بوده ایم ولی این اقدامات هم با الگوی مرکز محوری همراه بوده و اقدامات صورت گرفته بیشتر در مراکز استان ها متمرکز بوده و از توزیع مناسبی برخوردار نبوده است و حتی این مساله را در استان های مرکزی کشور نیز شاهدیم به طوری که به عنوان مثال استان مرکزی که از درجه 23 شاخص کمی توسعه یافتگی یونسکو برخوردار است (نیمه برخوردار از امکانات) توزیع امکانات در شهرهای اراک و ساوه متمرکز بوده و سایر شهرهای این استان در وضعیت مناسبی قرار ندارند. در یک جمع بندی به جرات می توان ادعا کرد که محوریت توسعه در ایران طی چهار برنامه بعد از انقلاب و برنامه های قبل از انقلاب با محوریت قطب های توسعه بوده و به توزیع و تخصیص بهینه منابع و امکانات کمتر توجه شده است. حال باتوجه به آموزه های دینی ما مسلمانان و فرهنگ اصیل ایرانی و محق بودن همه ایرانیان بر بیت المال توجه به توزیع عادلانه منابع و امکانات شایان توجه است که با بهره گیری از برنامه ریزی آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای که از یک سو به توازن توسعه اجتماعی فرهنگی مناطق مختلف کمک کرده و از دیگر سوی با نگاهی به کشورهای همسایه، توانایی گسترش و اشاعه فرهنگ این مرز و بوم را به کشورهای منطقه فراهم آورد، زمینه رشد و توسعه همه جانبه ایران اسلامی را فراهم آوریم.
بحث پیرامون ابعاد مختلف برنامه ریزی آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای بسیار است ولی در این مجال و با توضیحاتی که درباره آمایش سرزمین آمد و همچنین مبحث انتقال کارمندان دولت از تهران به سایر استان های کشور سوالات متعددی مطرح می گردد: آیا بحث انتقال نیرو از تهران به شهرستان ها بحثی کارشناسی شده در ماهیت و طریقه اجراست؟ و آیا این طرحی سلیقه ایست که مشخص نیست دولت های آینده در پیگیری آن چه وظایفی خواهند داشت؟ اگرچه دولتمردان در توجیه و چرایی این مساله بحث های زیادی داشته اند که عموما نیز درست و به جا به نظر می رسد ولی همانطور که پیشتر بدان اشاره شد آیا این انتقال براساس نیاز استان ها به تخصص های خاص و مورد نیاز آن مناطق طراحی شده؟ و آیا این طرح میان انتقال نیروی متخصص و کم تخصص تفاوتی قائل است؟ و همان طور که در اخبار خوانده ایم عمده داوطلبین برای سه استان شمالی کشور ثبت نام کرده اند و آیا این با اهداف طرح سازگاری دارد؟ باتوجه به این که در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، مرکزی با عنوان مرکز مطالعات آمایش سرزمین وجود دارد و نیازهای تخصصی مناطق مختلف کشور برآورد شده آیا بهتر نیست اولویت های تخصصی مناطق مختلف بررسی و سپس بر اساس آن توزیع مناسب جمعیت صورت گیرد آیا بهتر نیست اعطای تسهیلات خاص را برای تخصص های مورد نیاز استان ها و نیروی کار متخصص در نظر بگیریم. اگرچه این سوال همچنان در ذهن می ماند با خروج متخصصین از تهران و سایر کلان شهرهای پیش بینی شده، که این مراکز خود دچار مشکل نشوند؟ و در نهایت اینکه برنامه ریزی صورت گرفته پشت این طرح آیا برای سوالات فوق پاسخی درخور دارد یا اینکه مساله صرفا خروج جمعیت از تهران و انتقال به شهرستان هاست تحت هر شرایطی و به هر قیمتی است؟
در آخر چند توصیه به عزیزان برنامه ریز در این طرح بزرگ و در عین حال پیچیده و با ابعاد گوناگون می توان داشت: اول اینکه برنامه ریزی مورد نظر را براساس برنامه ریزی منطقه ای و همسوی با آن پی ریزی کنند که در این حالت حرکت توسعه مناطق از شتاب مناسبی برخوردار خواهد شد. دوم اینکه از تسهیلات یکنواخت جهت انگیزه خروج از تهران استفاده نگردد و با در نظر داشتن مسائل مختلف و حاکم بر هر منطقه تسهیلات ویژه و بسته تشویقی خاصی را تعریف کنند به طوری که اختلاف معنی داری بین بسته های تشویقی مختلف در مناطق مختلف وجود داشته باشد. به عنوان مثال جهت انتقال به استان های با درجه توسعه یافتگی سطح یک (دارای امکانات) صرفا ضریب افزایش حقوق اعمال گردد و جهت انتقال به به استان های با درجه توسعه یافتگی سطح دو(نیمه برخوردار از امکانات) علاوه بر ضریب افزایش حقوق از حمایت های مالی پشتیبان برای خرید یا ساخت مسکن پس از اقامت بمدت 5 سال استفاده گردد و جهت انتقال به استان های با درجه توسعه یافتگی سطح سه(محروم از امکانات) علاوه بر افزایش ضریب حقوق از تسهیلات مسکن و خودرو همزمان با جابجایی استفاده گردد که این خود یک طرح عمومی است که در این بین می توان تسهیلاتی اضافه کرد و با درجه تشویقی مناسب برای نیروی کار متخصص، نیمه متخصص و فاقد تخصص در نظر گرفت و انگیزه لازم را جهت خروج نیروی کار متخصص را نیز فراهم کرد و این مساله بایستی هماهنگ با نیازهای تخصصی هرمنطقه متفاوت باشد، همچنین می توان در هر استان با هر درجه توسعه یافتگی، بسته های تشویقی مختلفی را برای مراکز استان ها و سایر شهرستان ها تعریف کرد. درنهایت از مسئولین امر انتظار می رود اولا این طرح را بگونه ای تنظیم کنند که ضمانت اجرایی آن در دولت های بعد وجود داشته باشد. ثانیا این طرح در راستای سند چشم انداز و برنامه توسعه پنج ساله پنجم باشد. اگرچه در برنامه های اعلامی دولت هم بسته های تشویقی مختلف پیش بینی شده ولی در اینجا تاکید بر معنی دار بودن اختلاف سطح این بسته های سیاستی است و دیگر انطباق این طرح با برنامه ریزی منطقه ای است. ثالثا این طرح بر اساس برنامه ریزی آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای استان های مختلف باشد. رابعا با طرح ریزترین جزئیات این طرح چه در امر برنامه ریزی و چه در امر اجرا» سطح آگاهی و اشراف عموم را نسبت به این طرح افزایش داده و صرفا بر نقاط قوت و مزایای این طرح تاکید نشود چراکه در امر تصمیم گیری برای خروج که بعهده خانواده هاست افزایش آگاهی ها و اطلاعات سهم بسزایی دارد. خامسا از آنجائی که زیر ساخت برخی از تخصص ها در برخی از نقاط کشور فراهم نبوده این طرح می بایست از زمان بندی چند مرحله ای (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) برخوردار باشد، بعنوان مثال در برنامه کوتاه مدت برای مشاغل و تخصص های مورد نیازی که زیر ساخت آن در مناطق هدف در حال حاضر فراهم شده ولی از تمام ظرفیت آن بدلیل عدم نیروی متخصص مورد نیاز استفاده بهینه نمی شود در اولویت های اول قرار بگیرد و جهت ثبت نام اعلام گردند و برای ثبت نام تاریخ انقضا» در نظر گرفته شود و همچنین با توجه مصوبات هیات دولت و طرح های در حال اجرا»، اقدام به نیازسنجی تخصص های میان مدت گردد و باتوجه به سند چشم انداز و برنامه های بلندمدت هر منطقه به نیازسنجی مشاغل و تخصص های بلندمدت طی برنامه گردد همچنین در این بین می بایست به جمعیت دانشجوی هر منطقه و رشته ها و تخصص های هر منطقه نگاه ویژه ای داشت.

  نظرات ()
آیا پایتخت منتقل می شود؟ اراک گزینه اول نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸

imagehandlerپس از جنگ تحمیلی در سال ۶۸ به دلیل مشکلات تهران این طرح به طور جدی مطرح شد. در بررسی های اولیه چندین شهر را به عنوان کاندیدا مطرح شد. لرستان (دورود) به واسطه موقعیت جغرافیایی و آب فراوان، راه آهن و طبیعت زیبا و… بیشترین امتیاز را کسب نمود، لکن پس از زلزله اخیر لرستان گزینه های دیگری همچون اراک، قزوین و سمنان نیز مطرح می شوند  

 

مهر: مجمع تشخیص مصلحت نظام انتقال مرکز سیاسی کشور در مکان مناسب جهت بهبود و اصلاح استقرار جمعیت را تصویب کرد.

در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام، ادامه بررسی و تدوین سیاست‌های کلی در بخش آمایش سرزمین پیگیری شد و با حضور کارشناسان مربوطه از دولت و مجلس شورای اسلامی موارد ذیل به تصویب رسید:

رعایت ملاحظات امنیتی و دفاعی در استقرار جمعیت و فعالیت در سرزمین با تکیه بر:

1- انتخاب مکان‌های مناسب و استقرار مراکز زیست و فعالیت جهت اقدامات توسعه متوازن و همچنین مراکز حیاتی و حساس متناسب با ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و پدافند غیرعامل
2- فعالیت‌های توسعه‌ای ملی و استانی در مناطق مرزی با اعطای مشوق‌های اقتصادی و تقویت زیربناها و استقرار مناسب جمعیت و تقویت نیروهای نظامی و انتظامی با توجه به تهدیدات.
3- ساماندهی سطوح خدمات و استقرار جمعیت در کشور با توجه به مدیریت سوانح طبیعی، حوادث، منابع آب و رعایت شرایط زمین‌شناسی جهت افزایش ضریب ایمنی تاسیسات زیربنایی و حیاتی و ابنیه مراکز جمعیتی و شهرها و روستاها
4- تقویت همگرایی، یکپارچگی ملی، وحدت و پیوندهای اجتماعی با ارتقا سطح توسعه‌یافتگی مناطق مختلف کشور و ایجاد قطب‌ها و کانون‌های توسعه
5- انتقال مرکز سیاسی کشور در مکان مناسب جهت بهبود و اصلاح استقرار جمعیت و فعالیت در کشور تا پایان چشم‌انداز
6- توسعه متوازن روستاها و شهرهای کوچک و پیشگیری از مهاجرت‌های بی‌رویه به مراکز استان‌ها.

 

انتقال بخشی از پایتخت به نقطه ای غیر از تهران 

اسدالله عباسی عضو فراکسیون مدیریت شهری مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه زندگی در تهران هر روز غیرقابل تحمل تر و سخت تر می شود به خبرنگار مهر گفت: به نظر می رسد که تنها یک راهکار برای خروج تهران از بحران ترافیک و آلودگی هوا وجود داشته باشد و آن نیز انتقال بخشی از پایتخت به نقطه ای دیگر است. 

موضوع انتقال پایتخت برای اولین بار در سال ۶۴ و همزمان با دویستمین سال پایتختی تهران موضوع انتقال پایتخت مطرح شد و پس از جنگ تحمیلی در سال ۶۸ بار دیگر این طرح به طور جدی تر مطرح شد. طرحی که با تصمیم دولتمردان وقت مبنی بر ارجحیت ساماندهی تهران کنار گذاشته شد.

این موضوع در سالهای نخستین دهه ۷۰ هم مطرح شد که پیگیری آن بی نتیجه ماند. با این همه این بحث سال گذشته برای چندمین بار مطرح شد.

بر اساس بررسیهای انجام شده توسط شرکت کنترل کیفیت هوای تهران خودروهای پایتخت روزانه دست کم 4 هزار و 400 تن آلاینده تولید می کنند. این میزان آلاینده در سال به 6/1 میلیون تن رسیده و این در حالی است که دیگر آلاینده های صنعتی به مراتب بیشتر از خودروها آلودگی ایجاد می کنند و ذرات معلق دومین عامل آلودگی هوای تهران است.

عضو فراکسیون مدیریت شهری مجلس با اشاره به بررسی طرح انتقال بخشی از دستگاههای دولتی مستقر در تهران در مرکز پژوهشهای مجلس افزود: من معتقدم برای خروج تهران از بحران ترافیک و آلودگی هوا هیچ راهکاری نداریم غیر از اینکه طرح انتقال بخشی از وزارتخانه ها و دستگاههای دولتی به خارج از تهران اجرایی شود.

عباسی با تاکید بر اینکه مشکلات تهران غیرقابل مهار شده است ادامه داد: این طرحی بوده است که نمایندگان مجلس به مرکز پژوهشها پیشنهاد داده اند و قرار است بر روی آن مطالعه و بررسی صورت بگیرد.بر اساس اعلام معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران روزانه بیش از 40 میلیون ساعت از وقت شهروندان در ترافیک هدر می رود.


عباسی با تاکید بر انیکه چالشها و مشکلات تهران بر سایر شهرهای کشور تاثیرگذاراست در مورد دلیل انتخاب سمنان برای انتقال بخشی از دستگاههای دولتی مستقر در تهران به این نقطه از کشور گفت: شرایط مناسب این استان از جمله قرار نداشتن بر روی گسل زلزله بوده است.

از جمله برنامه های دولت نهم برای کاهش ترافیک و آلودگی هوا و مشکلات روزافزون پایتخت ایران انتقال دستگاههای دولتی متناسب با حوزه فعالیت هر منطقه از کشور بود.

طرفداران انتقال پایتخت از تهران با اشاره به خطر زلزله و گسترش پهنه های پر خطر در شهر تهران به دلیل گسترش ساخت و ساز در این شهر به ویژه در حاشیه های شمالی و جنوبی آن اجرای چنین طرحی را ضروری می دانند. به اعتقاد این دسته از کارشناسان با انتقال پایتخت به یک محل جدید و کم خطرتر و نه به یک شهر جدید موجود ایران می توان امید داشت که با به صفر رسیدن رشد جمعیت و گسترش شهری تهران، اولا از نظر شهری، معماری و فرهنگی محلی راحت تر برای زندگی نسلهای آینده احداث شود و همزمان می توان برای ایمن تر کردن شهر تهران برنامه ریزی کرد.

بررسیها نشان می دهد آلودگی هوا باعث شده تا عمر تهرانیها 5 سال کوتاهتر از شهروندان سایر شهرهای ایران شود. بر اساس تحقیقات انجام شده و نتایج بدست آمده از آن 7 درصد زمان مفید ملی در ترافیک تهران تلف می شود.

با این همه بسیاری از کارشناسان بر این باورند که انتقال پایتخت بسیار هزینه ‌بر است. گرچه طرفداران انتقال پایتخت می گویند هزینه سامان دادن تهران و اتلاف سرمایه در آن بسیار بیشتر از چنین کار ریشه‌‌ای است.

تا کنون کشورهای زیادی انتقال پایتخت را تجربه کرده اند. سریلانکا، قزاقستان، استرالیا، پاکستان و برزیل از جمله این کشورها هستند.

بیش از 200 سال پیش بینانگذار سلسله قاجاریه به دلایل کاملاً استراتژیک تهران را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزید

 

 

پایتخت جدید؛ حداکثر 250 کیلومتری تهران

فرید قدیری- بانی انتقال پایتخت روز گذشته موقعیت جغرافیایی پایتخت جدید را اعلام کرد تا ثابت کند موضوع انتقال پایتخت برخلاف گذشته این بار به طور جدی در دولت در دست پیگیری است.

محمد جهرمی، وزیر کار در حاشیه همایش جایگاه صنعت استان مرکزی در چشم‌‌انداز 20‌ساله کشور گفت: موقعیت جغرافیایی پایتخت جدید به‌طور قطع از شعاع 200 تا 250کیلومتری تهران دورتر نخواهد بود.
وزیر کار در شرایطی از تعیین حدود جغرافیایی پایتخت جدید سخن می‌گوید که به اعتقاد وی و برخی مدیران ارشد دولتی، پیش‌نیاز‌های این انتقال هنوز فراهم نیست.
بحث انتقال پایتخت یک‌بار در دوران بازسازی پس از جنگ و بار دیگر درست بعد از زلزله بم در دولت‌های وقت مطرح شد، اما هیچ‌گاه موضوع با این جدیت پیگیری نشد.
این موضوع برای سومین‌بار در دی‌ماه سال جاری در شورای عالی مسکن توسط وزیر کار به عنوان عضو 13نفره شورا مطرح شد.
با طرح موضوع انتقال پایتخت در شورای عالی مسکن گمانه‌زنی‌ها درباره علت انتقال به سمت کنترل قیمت مسکن در تهران پر‌رنگ شد؛ اما اواخر دی‌ماه امسال با تشریح اهداف انتقال پایتخت توسط جهرمی مشخص شد، حل مشکل اشتغال در کشور مهم‌ترین هدف در پیگیری این موضوع است.
آیا وزیر کار می‌تواند به عمر 222ساله تهران به عنوان پایتخت ایران خاتمه دهد؟ آیا می‌تواند سنگی که آغامحمدخان قاجار در آن سال درون چاه عمیقی انداخته، بیرون بکشد؟
بانی  انتقال پایتخت در دولت نهم پیش از این سه پیش‌نیاز اساسی برای تحقق این جابه‌جایی تاریخی مطرح کرده بود که عبارت بودند از: جمع‌بندی کمیته کارشناسی درباره ضرورت انتقال یایتخت، تعیین منطقه‌ای برای احداث پایتخت جدید و کوچک‌سازی دولت.
اما به نظر می‌رسد برای انتقال پایتخت باید ابعاد بیشتری از موضوع را در نظر گرفت. حالا با مشخص شدن حدود فاصله جغرافیایی پایتخت جدید، 6شهر به عنوان گزینه‌های دولت مطرح است. اراک، قزوین، قم، سمنان، ساری و بابل شهرهایی هستند که در فاصله حدود 250کیلومتری از تهران قرار دارند.
اگرچه شهرهای جدید اطراف تهران همچون پرند، هشتگرد و پردیس را به این جمع باید اضافه کرد؛ چراکه این سه شهر جدید در کمتر از 50کیلومتر فاصله با پایتخت فعلی جای گرفته‌اند.
اما باید آقای وزیر کار پاسخ دهد آیا ارتباط موضوعی بین همایش چشم‌انداز 20ساله استان مرکزی با پایتخت جدید وجود دارد؟

  نظرات ()
انتنقال پایتخت یا جستجوی راه حل نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸
   

همانطور که میدانیم برخی، مسئله انتقال پایتخت و یا مرکز کشور به مکان دیگری را، مطرح نموده اند. در رابطه با این پیشنهاد، اظهار نظرهای متنوع و متفاوتی هم ابراز شده است. در این نوشته  کوشش خواهد شد، نخست مسئله انتقال، بطور کلی و با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم از یک سو و از سوی دیگر تجربه و اهداف کشورهایی که پایتخت جدیدی انتخاب نموده اند را مورد توجه قراردهیم. سپس در مقابل پیشنهاد انتقال پایتخت، آن هم  در شرایط کنونی که حتی ممکن است  افکار عمومی آن را نوعی  فرافکنی و فرار از انجام مسئولیت تعبیر نماید، مسئله اصلی یا جستجوی راهکاری که رفع یا تعدیل تدریجی مشکلات کلانشهر تهران را میسر گرداند، بررسی نمائیم.

با اندکی توجه  به اظهار نظرهائی که در این مدت در رابطه با پیشنهاد انتقال پایتخت کشور مطرح شده،  میتوان آنها را به دو گروه مشخص تقسیم کرد. 
الف)  نظریات  کسانی  که مسئولیتی در این امور داشته  با  برنامه ها و تصمیم گیری های  مربوط به توسعه، بویژه با سیاستگذاری های گسترش شهری و مانند  آن سر و کار دارند و یا اینکه در این زمینه  مطالعه  بیشتری انجام داده اند ؛ آنها بحق و بجا چنین پیشنهادی را غیرعملی و حتی نامربوط میدانند.
ب) گروه دیگر که عمدتاً  با ابعاد مسئله آشنائی چندانی ندارند  و بیشتر مبتنی بر نظر شخصی و یا به تنگ آمده از مشکلات روزمره کلانشهر تهران، اظهار نظر مینمایند، خواستار انتقال پایتخت به مکان دیگری هستند.

      با رویکردی کلی به آنچه برخی مسئولین در این رابطه مطرح نموده اند، برخی دیگر هم، به اصطلاحی که امروزه  مد  شده، آنرا مثبت ارزیابی نموده اند! بیش از هر چیز متوجه عدم توفیق و نوعی درماندگی  مسئولین و مشاورانشان  در رفع  و یا حداقل تعدیل مشکلات کلانشهر تهران میشویم.

       اکنون، به فرض اینکه کشورهائی  مرکز شان را به مکان  دیگری انتقال  داده باشند؛  با مختصر توجه ای به علل تغییر مکان پایتخت در این کشور ها، میتوان گفت :   

الف)  در اکثر این کشورها قصد انتقال پایتخت بسیار قدیمی و گاه در سده های هیجده و نوزده آغاز شده است. 
ب) و باز هم در اکثریت قریب به اتفاق این کشورها قصد انتقال مرکز کشور  در اثر معضلات معاصر کلانشهری نبوده است. به استثنای دو کشور برزیل و پاکستان که دارای کلانشهرهای پرجمعیتی هستند، بقیه این کشورها، هیچ کدام با مسئله تمرکز جمعیتی  و یا به اصطلاح امروزی با رشد بیش از حد و بی رویه جمعیت ( که  برخی بطور مداوم آن را مطرح مینمایند ) مواجه نبوده اند.  به عنوان مثال کشورهای استرالیا، کانادا، قزاقستان، که پایتختشان را تغییر مکان داده اند معمولا" نسبت به مساحتشان از کم جمعیت ترین مناطق جهانند. در کشور های برزیل و پاکستان هم که  پرجمعیت محسوب میشوند انتقال پایتخت در اثر معضلات کلانشهری معاصر،  که در دهه های اخیر کشورهای معروف به توسعه نیافته و یا  به تعبیر دیگر  در حال توسعه،  با آن مواجه اند، نبوده است.

    اما عمده ترین هدفی که در غالب این کشورها موجب انتقال پایتخت شده : هدفی استراتژیک، امنیتی و بالاخره مرکزیت دادن به پایتخت نسبت به کل قلمرو ملی بوده است. کافی است موقعیت مکانی برخی از این  مراکز سابق را در رابطه با قلمرو ملی کشورشان مورد توجه قرار دهیم. فرضا" موقعیت شهر آلمآتی در منتهی علیه  جنوب شرقی قزاقستان را با موقعیت شهر آستانه مقایسه کنیم؛ مضافاً در مورد قزاقستان با در نظر داشتن این واقعیت که، فرضا" ساکنین نیمه شمالی کشور، اکثرا" غیر قزاق، روسی،  تاتار و اقوام دیگرند؛  مسلما" چنین ویژگی ای، وضعیت  و ملاحظات امنیتی و استراتژیک خاص خود را، برای این کشور، پیش می آورد.  به همین صورت  میتوان موقعیت مکانی کراچی نسبت به اسلام آباد  و یا ریودوژانیرو را نسبت به برازیلیا  در نظر داشته و قضاوت نمود.    

برای آشنائی بیشتر با نحوه شکل گیری خواست اجتماعی چنین اهدافی - انتقال پایتخت -  که گاه بصورت یک آرزو و یا خواست  ملی در می آید؛  به اختصار، سرگذشت  احداث برازیلیا را به روایت از منابع محلی، نقل میکنیم.

برزیل با  وجود دارا بودن کلانشهرهای پرجمعیت، متمرکز و مسئله داری همچون سائوپائولو (سومین کلانشهر جهان  بعد از توکیو و شهر مکزیکو) و ریودوژانیرو انتقال مرکزش از شهر ریودوژانیرو به برازیلیا  ربطی به پرجمعیتی تمرکز و مسئله سازی این کلانشهر نداشته است. نمونه برزیل از این جهت  قابل اهمیت است که تنها کشور تغییر پایتخت  داده ای است که هم نسبتا" پر جمعیت است و هم مرکز سابقش ریودوژانیرو کلانشهری بسیار پرجمعیت، متمرکز و مسئله دار است. با همه ی اینها با توجه به داستان برازیلیا در می یابیم که شکل گیری تصمیم به انتقال پایتخت روال دیگری داشته است. ملاحظه فرمائید : 

       در سال  1761 - مارکز دوپومپال، به دلایل سیاسی و استرتژیک (ناشی از رقابت پرتغال و اسپانیا در دوران استعمار) ایجاد پایتخت جدیدی برای پرتغال و مستعمراتش را درقلب سرزمین برزیل پیشنهاد مینماید. در این صورت این شهر جدید میتوانست، در مرکز مستعمرات پرتغال قرار گرفته و به این سرزمین ها،  که در دو طرف اقیانوس اطلس قرار دارند، مصونیت و امنیت زیادی ببخشد.

         1883-  در شهر کوچکی  بنام  بل چی در ایتالیا کشیش برزیلی مقیم آن شهر به نام پدر ژوان بوسکو  خواب نما شده و پیدایش مکانی در برزیل، بین نصف النهار  15 تا 20 درجه ،  به نظرش می آید که در آن تمدن بزرگی ظهور خواهد کرد؛  شهری در آن بنا خواهد شد که  در جویبارهایش شیر و عسل جریان خواهند داشت. از قضا و اتفاقا" این مکان دقیقا" همان جائی است که هم اکنون شهر برازیلیا در آن بنا شده است.  

        1890- طی مقالاتی  که در روزنامه کوریا برازیلینز چاپ لندن انشار می یافت؛ روزنامه نگاری بنام  ژوزه داکاستا  همواره،  لزوم احداث پایتخت جدیدی دور از ساحل اقیانوس و در درون فلات برزیل را،  پیشنهاد مینمود.

        1891 - اولین قانون اساسی  جمهوری، در ماده سوم خود مکانی را که پایتخت آینده جمهوری می بایست در آن احداث شود، در نظر گرفت.

        1892 - رئیس جمهور فلوریانو پی شوتو  گروهی به سرپرستی رئیس موسسه ستاره شناسی آن زمان را مامور تعیین  محل دقیق پایتخت جدید نمود. 

         1893  - نقشه ای از کشور برزیل  تهیه شده  که در آن در فلات گویانیا مثلثی روی نقشه ترسیم میگردد که از آن به بعد بنام «بخش  فدرال»  نامیده  میشود.  

         1922 - در یک فضای جشن و سرور، در هفتم سپتامبر (روز استقلال برزیل) اولین سنگ بنای  پایتخت جدید،  در 9 کیلومتری شهر  گویایس، نصب میگردد.

        1946 - با  دمکراتیک شدن اوضاع  مسئله تغییر پایتخت به فلات مرکزی، به عنوان یک خواسته ملی،  بار دیگر مطرح  میگردد. رئیس جمهور گاسپار دوترا کمیسیون ویژه ای را برای آغاز مطالعات مربوط به آن تشکیل میدهد.

         1955-  در گردهمائی انتخاباتی  کاندیدای ریاست  جمهوری، آن زمان،  ژوسیلینو کوبیچک در پاسخ به سوال یکی از حاضرین  متعهد شد، در صورت انتخاب، مسئله ی انتقال پایتخت را در سرلوحه  برنامه های خود قرار دهد.

         1956 - تغییر پایتخت در کنگره به تصویب   میرسد. به استناد همین تصویب، طرح شهر بین معماران  به مسابقه گذاره میشود. در همان سال معمار برزیلی لوسیو کاستا برنده طرحی  میگردد  که مطابق انتظار بصورت صلیب طراحی شده بود.

         1957- اولین خانه های چوبی معروف به شهر آزاد که از پرداخت هرگونه عوارضی معاف بودند، به عنوان آغاز کار، احداث میگردند.  در روز هفتم ماه مه همان سال  مراسم عشای ربانی با  مشارکت پانزده هزار نفر در محل احداث شهر جدید  برگزار میشود.

         1959 - در حدود  60 هزار کارگر انتخاب شده با جدیت هر چه تمامتر  بنای شهر جدید را آغاز نمودند. ساکنین شهر در آغاز یکهزار نفر بودند ولی پس از یک سال تعدادشان به یکصد هزار نفر رسید.

         1960- در 21 آپریل، برازیلیا  همراه با مراسم جمعی دعا و گوش فرادادن به پیام رادیوئی پاپ ژان پل بیست و سوم از واتیکان، در حالیکه همگی شرکت کنندگان در مراسم  افتتاح در مقابل صلیب زانو زده بودند  و  هنگامیکه نماینده کنگره، مازیلی، گفت:" .....خواست مردم  برازیلیا بعنوان معجزه ایمان به حقیقت پیوست ...."  و بدین صورت برازیلیا بعنوان پایتخت جدید به همگان معرفی شد.

 نقل از تاریخ برازیلیا: ژوزه ادیرسون گونسالس 

 

   اشاره به گوشه هائی از داستان   انتقال   پایتخت برزیل به شهر جدید برازیلیا و نحوه شکل گیری این خواسته که، نسبتا" با جزئیات بیشتری آورده شد با این نیت است که ملاحظه شود چگونه  خواسته ها  و آرزوهای یک ملت  طی زمانی نسبتا" طولانی شکل میگیرد، یعنی آنقدر در افکار عمومی مطرح شده که به صورت خواست ملی در می آید.  لذا ،  درست یا نادرست،  چنین خواسته هائی بسیار متفاوت است با   پیشنهاد  انتقال مرکز کشور از تهران، که در واقع بیشتر به از میان برداشتن صورت مسئله میماند تا پیشنهادی که همگان خواهان آن باشند.  اهداف امنیتی، استراتژیک و مرکزیت دادن به پایتخت این کشورها، در این انتقال ها به حدی مشهود است که  بعنوان مثال در کشور برزیل طی قرن گذشته یکی از شعارهای معروف که همواره  تکرار میشد شعار :"اشغال کن تا از دست ندهی" بود.

        Ocupa  para  nao  perder    

     (اشاره به اشغال مناطق مرکزی و غربی برزیل است که با بیش 80 درصد مساحت کشور، کمتر از یک پنجم جمعیت  در آن ساکنند. چون اکثریت قریب به هشتاد درصد جمعیت در باریکه کناره اقیانوس اطلس ساکنند که با عرض کم و بیش  شش هزار کیلومتر طول داشته  و از این نظر شباهت زیادی به سرزمین  طویل کشور شیلی دارد و به همین سبب این   باریکه  نزد مردم برزیل به شیلی برزیل معروف است.)

       اما مسئله بسیار مهم دیگری که در رابطه با   تغییر  پایتخت یک کشور و یا اقدامات نظیر آن، همواره میبایست مورد نظر باشد ارزیابی نتیجه آن است. اولین اظهارنظر در مورد شهر برازیلیا سخنان  اسکار نیمایر معمار معروف و طراح   اغلب بناهای برازیلیا بود. در شب یادبودی که  جهت گرامیداشت این افتخار بزرگ برای او در سال  1968، در دانشگاه فدرال ریودوژانیرو، برگزار شده بود، اسکار نیمایر در سخنان کوتاهی در پاسخ به این گرامیداشت که با  تلخی وابراز تاسف ایراد نمود؛ این بود که : " ....بالاخره  شهری بنا شد، اما هم اکنون اکثریت قریب به اتفاق و یا حتی   بدون  استثنای سازندگان واقعی آن در بیغوله های اطراف ودر الونک ها زندگی میکنند. این برای من اگر احساس شرم نباشد، آنچنان هم افتخارآمیز نیست .... "

        تا آنجا که میتوان، به ارزیابی های  بسیار محدودی که در زمینه نتیجه حاصله از انتقال پایتخت،  در کشور های مورد بحث  موجود است، استناد نمود؛ آن هم البته نه چندان دقیق و مستند، این است که: نتیجه این   انتقالها آنچنان که انتظار میرفته،  نبوده است. درباره شهر برازیلیا و انتظاراتی که از آن  داشته اند، چه در برزیل  و چه در سطح بین المللی بیشتر از سایر مراکز انتقال داده شده  ارزیابی و یا نقد معتبر و قابل استنادی صورت گرفته است.  توجه به بعضی از این نتایج  میتواند  بسیار مفید و ارزشمند باشد.  از آن جمله: برازیلیا شهری بود که میبایست در سال 2000 حداکثر 600 هزار نفر جمعیت داشته باشد. ولی جمعیت  شهر برازیلیا وحومه آن در سال 2007  از مرز  2.5 میلیون هم گذشت. قابل توجه آنهائی که با ساده انگاری بسیار میگویند: شهر جدید نباید بیش از 250 هزار نفر داشته باشد!   ب
رازیلیا چنانکه انتظار  میرفت  نتوانست اهداف استراتژیک مورد انتظار برآورده نماید، موجب  گسترش شبکه شهرها بسط  آن  به مرکز و غرب سرزمین شود و یا اینکه تداوم تمرکز استقرارها، در دو منطقه کلانشهری ریودوژانیرو و بویژه سائوپائولو  که در جوار یکدیگر قرار دارند، به قوت خود باقی است. هم اکنون این شهرها هر کدام بیش  از 20 درصد جمعیتشان الونک نشین هستند و الونک نشینی طی دو دهه  گذشته هم بدون وقفه ادامه داشته است.

البته در مورد نتایج انتقال پایتخت برزیل به شهر جدید برازیلیا مطالعات و بررسی های قابل استناد فراوانی وجود دارد، که فعلا " ذکر بیش از این خارج  از حوصله این بحث است؛ در فرصت دیگری میتوان این نتیجه گیری ها را به عنوان تجربه عینی و مشخص کشور دیگری که مشکلات و مسائل توسعه و خاص توسعه شهریشان تا اندازه ای مشابه جامعه ماست، مطرح نمود.

    اکنون،  چرا چنین پیشنهادی  -انتقال پایتخت  در شرایط کنونی-   بیش این که  حلال مشکلی  باشد واقعا" مسئله ساز و مزید بر علت خواهد شد؟     

مشکلات کلانشهر تهران و اصولا" جامعه شهری ما،  قبل از هر چیز مربوط به این مرحله از توسعه و علاوه بر آن، مرده ریگی است که از سابق برجای مانده  است.  از جمله این عوامل سه گروه برجسته ترند: 
1-  تاخیر ،  کندی و گاه عقبگرد توسعه  کشور.  
2-  نابسامانی و بلاتکلیفی های اقتصادی اجتماعی و سیاسی موجود. 
3- تاثیر مستقیم و غیرمستقیم تحولات بین المللی در روندهای در جریان، به ویژه از یک سو فشار و محدودیت هائی که از طرف غرب (بصورت تحریم های مختلف) بر کشور ما اعمال میشود و از سوی دیگر شوک اقتصادی که، عملا" در اثر تحمیل سیاست ها و نسخه های  نولیبرالیستی، طی دو سه دهه گذشته، در کل جهان و خاص کشورهای در حال توسعه، موجب ناهنجاری های فلاکت بار بسیاری شده است.  ( کافی است برای صحت این ادعا  به اوضاع کنونی کشور های در حال توسعه، بویژه کشورهای امریکای لاتین توجه گردد )  

به سه گروه عوامل فوق میباید، تقلید و شیفتگی برخی ازدست اندرکاران و مشاورانشان به راهکارهائی، که ظاهری کارشناسانه داشته  ولی محتوایشان ادامه همان تجویزهای نو لیبرال است که  بخصوص درشرایط کنونی، بسیار هم  مد هم شده ، اضافه نمود.       

      با توجه  به وضع موجود و همینطور در نظرداشتن محدودیتهائی که عوامل  مذکور بوجود می آورند؛ می باید شرایط  حاکم بر روند استقرار جمعیت و امکانات، و یا روند شکل گیری ساختار های فضائی و یا سازمان یابی  آن را در شرایط حاضر از جهات کمی و کیفی، مستدل و مستند، مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار داد. مطالعاتی که واقعا" به صورت مستند و قابل  قبول و همه جانبه ای تاکنون انجام نشده  و فقدان آن، خود یکی از علل اصلی  تداوم برنامه ریزی های تقلیدی و کلیشه ای رایج  است.   

        در رابطه با  روند شکل گیری استقرار ها، بدون نیاز به ارائه ادله  بیشتر، میتوان در یافت که روند مذکور فعلا"، بعلت تداوم تاثیر عوامل پیش گفته، گرایش نسبتا" شدید به تمرکز در فضا و به ویژه در مرکز را دارد. لذا باز هم واضح است که برای فراهم شدن شرایط جهت تعدیل گرایش به تمرکز مذکور و یا از نظر استقرار فضائی، سامان دادن و در خدمت توسعه و منافع جمعی قرار داشتن استقرارها، نیاز به مشی و استراتژی مشخص میباشد. بنابراین، همواره باید این واقعیت در نظر باشد که توفیق در این امر  
الف - مشروط به تسریع در روند توسعه است.  
ب - گذر از نابسامانی، بلاتکلیفی و بالاخره سیاستگذاری های ضد و نقیضی است که خاصه در محدوده برنامه ریزی های فضائی اغلب به علت عدم توجه به مشروط کننده های وضع موجود، با روندهای در جریان در تقابل قرار گرفته  و اساسا" به همین سبب  همچنان که شاهدیم، باعث ناکارآامدی تدر یجی طرح ها میشوند.   

همانگونه که ملاحظه میگردد، هنگامی که بعد فضائی توسعه یعنی، چگونگی استقرارها و چیدمان فضائی آنها و بالاخره  بحث هدایت روند استقرارها (و یا وظیفه اصلی برنامه ریزی های فضائی)  -- از آن جمله سیاستگذاری های مربوط به گسترش شهری -- را مورد توجه قرار دهیم. میبینیم، بدون رفع و یا تعدیل تاثیرات، گروه عوامل پیش گفته، برنامه ریزی موفق که حاصل و نتیجه اش، رافع و حداقل تعدیل  مشکلات باشد، با موانع زیادی مواجه خواهد بود. اکنون  پرسشی را که میتوان مطرح نمود این است که، با وجود همه ی اینها تکلیف چیست؟  یعنی مشخصا" همانگونه که در بحث های قبلی مطرح شد. چه را میتوان، چه را باید و مهم تر از همه چه را نباید انجام داد؟

   هنگامی که مسئله توان موجود مطرح میشود، در واقع نیت دوری جستن، از گنده گوئی ها و سنگ های بزرگی است که در فرهنگ غنی ما واقعا" علامت نزدن  هستند، میباشد؛ نظیر : 
بزودی قیمت زمین را به صفر میرسانیم!؟  
سالانه بیش چند میلیون واحد مسکونی احداث خواهد شد!  
درصد بیکاری یک رقمی شد! 
و بسیاری از ادعا ها و گنده گوئی هائی که با توان و امکانات و واقعیتهای موجود تناسب چندانی ندارند و مطرح نمودن مستمر آنها نهایتا باعث کاستن از اعتبار مجریان نزد افکار عمومی میگردد؛ اعتباری که مهمترین عاملی است که مجریان میباید به مدد آن با مشکلات روبرو شوند.

     اکنون در رابطه با  بررسی عواقب عملی نمودن پیشنهادی همچون تغییر پایتخت، که مقوله ایست در حوزه هدایت استقرارهای فضائی کشور باید دید مرز میان مثبت و یا منفی بودن نتایج آن را چگونه میباید در نظر داشت؟   یعنی اگر چنین اقدامی جزئی از راه حل باشد،  میباید حداقل باعت تعدیل مشکلات پیشرو گردد. آیا چنین خواهد شد؟   خیر!  چون :
الف  - درشرایط کنونی توسعه در جریان، با وجود عوامل بازدارنده پیش گفته، کند و با افت وخیز بسیار مواجه است. فعلا" به همین سبب - توسعه  -  هم موجب تمرکز میشود و هم  در این مرحله (فرضا"  بعنوان مثال تا برقراری تعادل نسبی میان عرضه و تقاضای نیروی کار و یا ناچیز شدن و از میان رفتن پدیده هائی چون اشتغال کاذب، خودگردان و بیکاری پنهان در ساختار اشتغال) خود به تمرکز نیاز دارد. بنابراین با روند استقرار متمرکزی مواجه ایم  که هرگونه اقدامی که با ماهیتی  سلبی  و دستوری در مورد آن  انجام شود، با روند توسعه عمومی، در تقابل قرار خواهد گرفت. لذا  میتوان  چنین پیشنهادی، یعنی انتقال پایتخت را، بصورت مانع و اخلال در راه توسعه تلقی نمود.   
ب - و باز هم در شرایط کنونی، یعنی در این مرحله از توسعه اگر از منظر روند  ساختار گیری شبکه و سیستم شهر ها به  شهرنشینی معاصر، دربعد فضائی آن، توجه نمائیم؛ میبینیم شهرهای ما با مرکزیت  (قریب به مطلق) تهران و در رابطه و با وابستگی کامل به نیروی محرکه  آن، آن هم با روابط متقابل توسعه نیافته، بسیارشکننده و ناپایداری درحال شکل دادن به سیستم شهرهای کشورند. این سیستم متأثر از تمام ویژگیها و مشروط کننده های ساختاری این مرحله از  توسعه،  «عملکرد» سیستمی اش بسیار جزئی است. یعنی برای اینکه، هم توسعه یابد و هم در خدمت توسعه باشد و از دور نسبتا" باطل کنونی --  که بصورت ایجاد مشکلی مزید بر مشکل قبلی در آمده  --  رهایی یابد. علیرغم اینکه  استقرار متمرکز مسئله ساز است، ولی توسعه در جریان شدیدا" به آن نیاز دارد!

   سیستم شهری در حال توسعه  کنونی که  با روابط متقابل درون سیستمی شکننده و بعضا" ناپایدارش  بیش از هر چیز و به گونه ای مبرم نیاز به تثبیت،  قوام و ساخت گیری مبتنی بر هدایت اگاهانه و هوشمندانه دارد. حال در مقابل چنین وضعیتی، مسئولانه و منصفانه، تغییر پایتخت  اقدامی خواهد بود که بتوان آن را بصورت جزئی از راه حل درنظر گرفت؟  و یا خود مزید بر علت شده و به صورت بحران در بحران و افزایش مشکلات موجود عمل خواهد کرد؟ هر تغییری در نقش  مرکز اصلی شبکه و سیستم شهرها در شرایط کنونی که سیستم و شبکه مذکور مشخصا" در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی - نهادی در حال ساختارگیری مجدد است؛ یعنی  گسترش ناهنجاریها و تشدید مشکلات موجود ولاغیر.  

جستجوی راه حل :

    قبلا در این بحث آنچه بعنوان   گام نخست در مقابله با مشکلات کلانشهر تهران مطرح گردید؛  ضرورت تدوین مشی و استراتژی  قابل دفاع در این زمینه  بود. در این مورد آنچه  معمولا" مطرح میگردد اینست که مگر طرحها و برنامه ریزی های در جریان، فرضا" طرح جامع قدیم و یا جدید تهران بدون مشی و استراتژی اند؟ خیر ، آنها  مشی و استراتژی خاص خود را دارند ولی مشکل اینجاست که، آنچه اغلب این طرحها بعنوان استراتژی و یا مشی کلی شان مطرح میکنند، ناشی از طرح مسئله مشخص  در رابطه با ویژگی های ساختاری این مرحله از توسعه و یا مشی ای در «تعامل» با روند های در جریان نیست. به همین سبب  پس از مدتی با این روندها  (فرضا" روند رو به تمرکز  جمعیت و امکانات و یا روند در حال تغییر ساختار اشتغال ازنظر دگرگونی هائی که در نحوه سازمان یا بیکار در حال تحقق است و ..... )  در تقابل قرار گرفته و به تدریج کارایی شان   را از دست میدهند .

     با رویکردی همه جانبه به گرایشهای ساختاری استقرارها در کلانشهر تهران، بعنوان مرکز فعلی شبکه و سیستم شهرهای کشور و کنکاش ژرف تری در روابط درون سیستم  و شبکه ی شهرها،  مشخصا" در ابعاد اقتصادی، اجنماعی - جمعیتی، سیاسی- نهادی  و بالاخره  فیزیکی - فضائی  و علاوه بر آن توجه ای واقع گرایانه  (و نه دستوری) به دورنمائی که پیش رو داریم. به سهولت به این نتیجه میرسیم که مشکل تهران (و یا همچنین کلانشهرهای دیگر)  در شرایط  کنونی را باید در خود این شهرها  جستجو نموده   و در آن آنها به رفع یا تعدیل آن پرداخت و نه در جای دیگر!  اظهارنظر زیر مبین این واقعیت است که راه کارها جز این نمیتوانند باشند. 

         دوشنبه 27  اسفند  86  

         روزنامه اعتماد

         مصاحبه مطبوعاتی وزیر مسکن و شهرسازی

         "   ....... در پایان رویکرد اصلی وزارت مسکن و شهرسازی و توسعه  شهرهای جدید عنوان کرد و اظهارداشت، برای توسعه کلانشهرها و کاهش قیمت ها در مراکز شهری راهی جز رونق ساخت و ساز در شهرک های اقماری و شهرهای جدید نداریم، جهتگیری امکانات و تسهیلات نیز متوجه توسعه این شهرک هاست  تا جائی که هم اکنون احداث مترو برای اتصال کلانشهرها به شهرک های اقماری در تمامی کشور تصویب شده و در آینده شاهد اجرای آن خواهیم بود.  "

آنچه مطرح گردید چند نکته مهم را مشخص میکند:  
الف-- همانگونه که گفته شد، مشکل تهران را باید در تهران جستجو نمود و در آنجا نیز در رفع و یا تعدیل آن کوشید. مشکل در واقع توسعه ایست که به وقوع نپیوسته، قصور در قصوری  است که سالها بلکه دهه هائی است که ادامه دارد. بنابراین نباید با طرح پیشنهادهای نابجائی مانند انتقال پایتخت و یا شکوه از نبود طرح امایش سرزمین که  به اصطلاح، میخواهد با تعیین عقلائی استقرار ها همه کاربرد ها را در مقیاس سرزمین  از پیش تعیین نموده راه بوجود آمدن مشکلات را پیشاپیش سد نماید. بلاخره نظریات به ظاهر منطقی مشابه دیگر، بی جهت به فرصت سوزی ها ادامه دهیم.   
ب -- سخنان فوق مبین جهتگیری صحیح در جهت تعدیل تدریجی بن بست کنونی است. بنابراین با پذیرش اظهارات مسئول وزارت مسکن و شهرسازی، به عنوان بخشی از راه حل باید به آزمون و سنجش آن در رابطه با بخش شهری کشور و واقعیات  کمی، کیفی و ساختاری شبکه و سیستم شهرها پرداخته، آنچه گفته شده را بصورت جزئی از راه حل پذیرفته و با بسط و تکمیل آن تا حد تدوین استراتژی و مشی اصولی پیش برد.

        بخش شهری ما، بعلت  بی برنامگی، ضعف مدیریت، بی رویه  بودن ها و امثال آن دچار این معضلات نشده، بلکه این وضعیت حاصل روند ساختاری تاریخی است که نتیجه ای جز این را  نباید از آن  انتظار داشت. این بخش شهری  همانطور که میدانیم در رابطه متقابل با بخش روستایی کشور توسعه نیافت که حاصلش، در مقایسه ( آن هم مقایسه ایکه بعضا" بدون توجه به واقعیات موجود همراه با سطحی نگری بسیار مطرح میشود ) با کشورهای سرمایه داری صنعتی، فرضا" با  رویه! و یا اصولی! باشد.

          در شرایط کنونی انچه بصورت مسئله دار بودن و یا معضلات  در پیش روست ، « عمداتا"» مربوط به تهران وسایر قطبهای اصلی منطقه ایست  ؛ که انها را کلانشهر مینامیم.

        جهت تعیین سمت و سوی یک استراتژی قابل دفاع برای  هدایت استقرار ها و توسعه شهری و سامان دادن به ساختار گیری این بخش، نخست باید  به  ویژگیها، نتایج و یا عواقب منفی ای که این روند ها بر جای گذاشته اند در ابعاد مختلفه و در رابطه با اهمیت آن در بعد فضائی اشاره کرد.

        در بعد اقتصادی، عدم تعادل میان بزرگی اقتصاد و حجم نیروی کار (بعلت کندی توسعه) موجب بوجود آمدن فوق ذخیره نیروی کار شده است. بعلت فراهم بودن زمینه، جهت  بهره کشی مضاعف از نیروی کار، فعالیت های اقتصادی تقریبا" در همه ی بخشها  صرفه را در کاربرد مداوم تکنولوژی و افزایش مقیاس تولید ندیده، بویژه در بخش صنعت عمدتا"  در سطح  کارگاهی باقی مانده اند، در نتیجه  ضرورت استقرار متمرکز فعالیت ها  جهت بهره مندی از صرفه های ناشی از تجمع جمعیت و سهولت ها و تمرکز روزافزون در فضا نه تنها کم نشده، بلکه تشدید هم شده است. از طرف دیگر بعلت، اضطراری که فقر و تهیدستی اقشار فرودست بوجود آورده، جمعیت و امکانات، مرحله به مرحله، به استقرار متمرکز  سوق داده  شده اند.  

    در بعد اجتماعی بعلت بقای فوق ذخیره نیروی کار وبرخورداری محدود طبقات کم درآمد و یا در واقع   اکثریت اقشار فرودست تر جامعه از حقوق اجتماعی پایه،  اشتغال مطمئن برای تضمین حداقل درآمد لازم، تغذیه کافی، بهداشت و درمان، مسکن، آموزش. در کلانشهرها قطبی شدن جامعه کلانشهر، جدانشینی، حاشیه نشینی و در کل ضعف یگانگی ( انتگراسیون ) جامه شهری بازهم در حال افزایش است.       

         در بعد سیاسی، مشارکت جزئی اکثریت مردم در تصمیمگیری و سیاستگذاری، در زمینه های مختلف  زندگی اجتماعی، را میتوان نامبرد.

        در بعد فیزیک - فضائی  دسترسی هر زمان  مشکل و محدودتر به امکانات و سهولت شهری، گذشته  از اینکه تقریبا" کلیه ساختارهای فیزیکی شهر را با فوق کاربرد و گاه در حد اشباع کامل  ظرفیت مواجه نموده، عامل عمده در جهت تشدید مشکلات دیگری نظیر مشکل مسکن، آلودگی محیط زیست و یا کلا" آنچه تحت عنوان « کیفیت زندگی » در شهر میتوان مطرح نمود گشته است.

 و بدین سان مجموعه این کاستی ها زندگی جامعه شهری را دچار مشکلات و معضلات وسیعی مینماید  از آن جمله:   چندپارگی فضای شهری، تداوم ضعف ارتباط متقابل میان  جزء  سیستم های تشکیل دهنده شهر  ( بعنوان مثال ارتباط متقابل و هماهنگ  سیستم حمل و نقل و جابجائی های درون شهری با سایر سیستمهای متشکله شهر  ) و بسیاری از وجوهی که با عملکرد متنوع سیستم شهری از یک سو و بالاخره شاخص های مربوط به کیفیت زندگی  شهر از سوی دیگر در ارتباط میباشند. 

       در وضعیتی قرار داریم، که ویژگیهای عمدتا ساختاریش، ضعف و کاستی هایش، این چنین اند: گرایش به تمرکز از یک سو و ضعف یگانگی (عدم انتگراسیون) اجزای متشکله شهر از سوی دیگر.  فوق کاربرد ساختار های فیزیکی - فضائی از یک سو و افزایش مداوم نیاز به کاربرد ساختارهای مذکور از سوی دیگر است.   

     با توجه به بخش شهری، به  شبکه شهرها، به  سیستم شهرها و بالاخره به سلسله مراتب شهرهای کشور،  میبینیم کاستی های مورد بحث در شرایط کنونی عمدتا" کلانشهرها را شامل میشوند. البته ادعا نمیشود که شهرهای مراتب پائین تر بدون کاستی و کمبود هستند.  ولی در کلانشهرها  این کاستی ها  به حد بحران زائی رسیده، در نتیجه  از هر زاویه ای که وضعیت آنها در این مرحله از توسعه مورد توجه قرار دهیم، سامان یابی امورشان نسبت به رده های کوچکتر، هم در اولویت قرار میگیرد، هم بصورت قاطعی در امر توسعه تعیین کننده است. علاوه بر  کاستی هائی  که به برخی از آن  اجمالا" اشاره شد؛  مسئله بسیار با اهمیتی که می باید مطرح  نمود :  عواقب تداوم  عملکرد ضعیف، نارسا وجزئی «نقش کلانشهری» اکثریت قریب به اتفاق  شهرهای بزرگ و قطب های منطقه ای، بر کل بخش شهری، و یا مشخصا" روند ساختار گیری شبکه و سیستم شهرها در آینده نزدیک است.     
فرضا" برای  ادامه این بحث، میتوان ابتدا پرسشی را مطرح نمود: میدانیم شهرهای بزرگ کشور،  که امروزه آنها را  کلانشهر  مینامیم،  متناسب با بزرگی جمعیتشان در حوزه نفوذ خود نقش کلانشهری چندانی را ایفا نمیکنند. با  مختصر توجه به شهرهائی که امروزه  جمعیتی بیش از یک میلیون دارند به سهولت میتوان توسعه نیافتگی این نقش را مشاهده نمود.  حال در چنین شرایطی آیا این مراکز میتوانند در آینده جمعیتشان  را تثیت نموده و آنها را به نفع قلمرو منطقه کلانشهری تهران از دست ندهند ؟  مسئله  این است که گرایش، فعلا"، اثبات نشده فوق، میتواند اهمیتی کلیدی در  نحوه توزیع فضائی گسترش کلانشهرهای کشور، در آینده نه چندان دور، داشته باشد. مسئله ای که، برای امکان تدوین استراژی عمومی هدایت توسعه شهری نیاز به بررسی وسیع و همه جانبه ای دارد.

درخاتمه این بحث  آنچه قبلا" مطرح گردید را، بصورت برخی گام های ضروری، به اختصار  مطرح مینمائیم:

      --  پذیرش اصل مرحله ای بودن  استراتژی هدایت آرایش فضائی استقرار شهری، در عوض رویکردی   که معتقد   به راهکاری جامع برای کل بخش شهری است. با این برداشت که در مرحله گذر کنونی طرحهائی که در پی هدایت جامع هستند ،  چون فعلا"  شرایط لازم فراهم نیست، همانطور که  همواره شاهدیم، باروندهای در جریان در تقابل قرار گرفته و تدریجا" با مشکلات وسیعی مواجه میشوند.   

        -- از آنجا که استراتژی پیشنهادی بر اساس تعامل با روندهای در جریان مطرح میگردد؛  در پی هدایت  استقرار به گونه ایست که موجب تعدیل قطبی شدن جامعه  شهر، از میان رفتن تدریجی  جدانشینی ها و  بالاخره کمک به   یگانگی (انتگراسیون) بخشهای مختلف جامعه شهری در مقابل گسترش حاشیه نشینی است. در اینصورت نخستین اقدام جهت فراهم شدن زمینه برای نیل به هدف های فوق، جایگزین نمودن  عرصه منطقه کلانشهری  به جای محدوده خدمات شهری کنونی است. یعنی فضاهائی که امروز درحاشیه و حول کلانشهر قرار دارند را جزو محدوده ای آورد که در حد منطقه کلانشهر است. با این استدلال که در شرایط کنونی در کلیه کلانشهرهای ما امروزه  فضاهای حول کلانشهرها بیش از هر وضعیت و یا مراتب شهری دیگر جاذب جمعیت هستند.

     ---   این استراتژی هدایت توسعه شهری، فعلا"، روی دو مقوله تاکید عمده خواهد داشت .               
الف - بسط، توسعه و تحکیم روابط متقابل درون «منطقه کلانشهری» و همینطور  روابط متقابل  میان «مناطق کلانشهری»،  یعنی دراین مرحله تاکید در توسعه،  تحکیم  و تثبیت  ساختاری بخشی از شبکه و سیستم شهرها  یعنی عمدتا"  شبکه و سیستم کلانشهرهاست. سیستم و شبکه ای که  جزئی از سیستم و شبکه شهرهای کشور و نه همه آن است. یعنی در واقع ستون فقرات و یا تنه اصلی شبکه شهرهای کشور.  

     -- در این استراتژی مرحله ای اولویت اول  با تهران و سایر قطب های اصلی خواهد بود؛  البته نه بدین معنی که سایر مراتب شهری و روستاهی به فراموشی سپرده  شود، بلکه بدین صورت که  در مرحله  گذر یعنی تا تثبیت نسبی ساختار فضائی شبکه شهرها اولویت  اصلی در هدایت استقرارها در بخش شهری منحصر به کلانشهرها بوده و به سایر مراتب، هماهنگ با توسعه کلانشهرها و در واقع در پی تثبیت ساختاری کلانشهرها،  پرداخته خواهد شد. 

منبع: شهرسازی و توسعه - shahrsazi-va-tosee.com

http://khakzad.com/index.php?option=com_content&view=article&id=402:1388-03-15-16-46-55&catid=47:1387-12-27-17-49-28&Itemid=66

  نظرات ()
زمان انتقال پایتخت سیاسی از تهران نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸
هاشمی زمان درنظرگرفته شده برای انتقال مرکز سیاسی را تا پایان برنامه‌ چشم‌انداز در سال 1404 عنوان کرد و گفت: در واقع منظور از مراکز سیاسی سه قوه و ساختارهای دولتی است. هم‌اکنون در برخی کشورها مانند پاکستان، هلند، سوییس و سایر کشورهای اروپایی، پایتخت سیاسی را از مراکز اقتصادی جدا کرده‌اند.
یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوبه روز شنبه این مجمع درباره انتقال مرکز سیاسی کشور از تهران تا پایان زمان اجرای سند چشم‌انداز را با توجه به وضعیت پایتخت، ضروری خواند، اما در عین حال گفت که هنوز شهر خاصی برای این منظور در نظر گرفته نشده است.

«محمد هاشمی» در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: با انتقال مراکز سیاسی به نوعی توقف مهاجرت صورت می‌گیرد و یا نوعی مهاجرت معکوس اتفاق می‌افتد و این امر موجب می‌شود اداره‌ تهران که امروز با افزایش جمعیت، ترافیک و مشکلات زیادی مواجه است، آسان‌تر شود.

وی با اشاره به بررسی سیاست‌های آمایش سرزمین در مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: با توجه به وضعیت جغرافیایی و ضرورت‌هایی که برقراری تعادل میان مناطق مختلف ایجاب می‌کند و نیز با توجه به استعداد مناطق مختلف کشور چه به لحاظ سوق‌الجیشی و چه منابع آمایش سرزمین، در این باره تصمیم‌گیری می‌شود.

هاشمی با بیان این که «در تهران به دلیل آن که مرکز فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی شده، خدمات بهداشتی، تحصیلی و رفاهی بیشتری نسبت به سایر نقاط کشور وجود دارد» اظهار کرد: این عوامل جاذبه‌های این شهر را نسبت به سایر مناطق بالاتر برده و موجب شده مهاجرت افزایش یابد، اما کم کم تهران به نقطه‌ای می‌رسد که اداره‌ی آن با وجود ترافیک و افزایش جمعیت کار سختی است.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: در اواخر دولت آقای میرحسین موسوی یا اوایل دولت آقای هاشمی بود که تصمیم گرفته شده جاذبه‌های تهران کاهش یابد و یکی از مراکز سیاسی یا اقتصادی به نقطه‌ دیگری از کشور منتقل شود و متناسب با آن سهمی به مراکز دیگر برسد. این بحث اخیرا نیز مطرح شد و نهایتا پیشنهادها بر این قرار گرفت که پایتخت سیاسی تغییر کند؛ چون انتقال مراکز اقتصادی ابزارهای مهمی را می‌طلبد، اما با انتقال مراکز سیاسی امنیت آنها نیز بیشتر تضمین می‌شود و در حقیقت می‌توان گفت نوعی مهاجرت معکوس صورت می‌گیرد.

هاشمی زمان درنظرگرفته شده برای انتقال مرکز سیاسی را تا پایان برنامه‌ چشم‌انداز در سال 1404 عنوان کرد و گفت: در واقع منظور از مراکز سیاسی سه قوه و ساختارهای دولتی است. هم‌اکنون در برخی کشورها مانند پاکستان، هلند، سوییس و سایر کشورهای اروپایی، پایتخت سیاسی را از مراکز اقتصادی جدا کرده‌اند.

وی در پایان در پاسخ به این پرسش که این مرکز قرار است به کدام‌یک از شهرهای ایران منتقل شود نیز گفت: این امر هنوز مشخص نشده است. کارشناسان باید نقطه‌یابی کنند تا با توجه به ویژگی‌هایی که در نظر گرفته می‌شود، مراکز حکومتی به آن نقطه انتقال یابد.
  نظرات ()
انتقال پایتخت، دیروز و امروز نویسنده: مصطفی نوروزی - ۱۳۸٩/۱۱/۸
 
جلسه شنبه این هفته مجمع تشخیص مصلحت نظام، تدوین سیاست‌های کلی در بخش آمایش سرزمین بود، این سیاست‌ها در نهایت با 6 بند کلی مورد تصویب قرار گرفت.
در این مصوبه به مواردی همچون «توسعه متوازن روستاها و شهرهای کوچک و پیشگیری از مهاجرت بی‌رویه به مراکز استان‌ها»، «انتخاب مکان‌های مناسب و استقرار مراکز زیست و فعالیت جهت اقدامات توسعه متوازن و همچنین مراکز حیاتی و حساس متناسب با ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و پدافند غیرعامل» و همچنین «ساماندهی سطوح خدمات و استقرار جمعیت در کشور با توجه به مدیریت سوانح طبیعی، حوادث، منابع آب و رعایت شرایط زمین‌شناسی جهت افزایش ضریب ایمنی تأسیسات زیربنایی و حیاتی و ابنیه مراکز جمعیتی و شهرها و روستاها» تأکید شد.
اما یکی از مهمترین مصوبه های مجمع جا به جایی تدریجی پایتخت است که مطابق این مصوبه «انتقال مرکز سیاسی کشور در مکان مناسب جهت بهبود و اصلاح استقرار جمعیت و فعالیت در کشور تا پایان چشم‌انداز» به یکی از سیاست‌های کلی نظام تبدیل شد.
گرچه فلسفه انتقال پایتخت در بسیاری از کشورها تجربه مثبتی قلمداد می شود و مدیران توانسته‌اند با تفکیک مرکزیت سیاسی و اقتصادی، برنامه‌ریزی‌های درستی در حوزه فعالیت گروه شهرنشینان انجام دهند، بگونه ای که در قرن اخیر دست کم 5 کشور سریلانکا، قزاقستان، استرالیا، پاکستان و برزیل پایتخت خود را تغییر داده‌اند. همچنین کشورهای هلند و سوئیس، پایتخت اقتصادی خود را از پایتخت سیاسی جدا کرده‌اند.
هرچند تاریخ این طرح در کشور به سال 64 بر می گردد، اما به‌‌دلیل پیچیده شدن مشکلات تهران این موضوع با چالش ها و نظریات مختلفی مواجه بوده است.
نخستین بحث جدی مربوط به انتقال پایتخت در سال 64 مصادف با دویستمین سال مرکزیت یافتن تهران مطرح شد. هر چند در آن شرایط -جنگ تحمیلی- این طرح ناتمام ماند، اما یکی از گزینه‌های مطرح برای انتقال پایتخت در آن سال‌ها، شهر مقدس مشهد بود که نسبت به تهران 800 کیلومتر دورتر از مرزهای خونین ایران و عراق قرار داشت.
اما با روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی و وقوع زلزله بم دوباره طرح انتقال پایتخت به میز بزرگ هیأت دولت بازگشت که مهمترین دلیل آن به خاطر فضای امنیتی، دودآلود تهران قلمدا شد.
برای این کار بودجه‌ای بیش از 12 میلیارد دلار احتیاج بود که دولت توان پرداخت سریع آن را نداشت.
بدین ترتیب بودجه 12 میلیارد دلار تأمین نشد و از این مبلغ حدود نیم میلیارد دلار در اختیار صنایع آلاینده‌ای همچون خودروسازی‌ها قرار گرفت، به این امید که تولیدات خود را بهبود بخشند و در کنار این بودجه،مبلغی نیز برای مدیریت بحران به شهرداری اختصاص داده شد.
بعد از روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد که تجربه 20 سال شعار انتقال پایتخت و اجرایی نشدن آن را پیش‌رو داشت، به جای انتقال پایتخت ترجیح داد، اهداف نزدیک‌تری را نشانه‌گیری کند که یکی از آنها تمرکز‌زدایی از تصمیم‌های اداری و انتقال دفاتر شرکت‌ها به مناطق عملیاتی بود.
اما تاملی کوتاه به مدیریت دولت نهم نیز نشان می‌دهد که این پروژه نیز تا به امروز بصورت کامل به اجرا نرسیده و طرح تمرکز زدایی همچون طرح انتقال پایتخت دولت رفسنجانی و خاتمی با شکست مواجه شده است.
در یک نگاه کل می توان پی برد که انتقال مرکز به نقطه دیگر به شکلی که اکنون مطرح است و پایتخت آینده حداقل تا ۵۰ سال آینده نباید جمعیتی بیش از ۲۵۰.۰۰۰ نفر داشته باشد، گره‌ای از مشکلات موجود را برطرف نخواهد کرد. لذا به نظر می رسد دولتمردان بیش از انتقال سیاسی مرکز باید به فکر برنامه‌ریزی برای انتقال ظرفیت‌های اقتصادی و تجاری تهران به جای دیگر باشند.
از سوی دیگر طرح انتقال پایتخت در واقع فرار از مشکلات شهر تهران محسوب شود که به یقین هیچ گاه با انتقال صرف پایتخت مسائل شهری حل نمی شود، ولی اگر مطالعاتی درباره تهران داشته باشیم متوجه خواهیم شد که این شهر دارای دو گسل بزرگ زلزله است که در صورت بروز زلزله بزرگترین فاجعه بشری را رقم خواهد زد و اگر به این مسایل، تخریب روانی و جمعیتی و بالا رفتن آمار جرم و جنایت و غیره را هم بیفزاییم از یک مسئله به یک بحران می رسد.
در واقع باز شدن دوباره این موضوع توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در این امر نهفته است که با وقوع زلزله 4 ریشتری هفته پیش تهران باعث اهمیت یافتن مجدد این طرح شد.
حقیقت این است که پدیده هایی همچون آلودگی هوا، حاشیه نشینی، فاضلاب شهری، افزایش جمعیت، مهاجرت بی رویه، بحران ترافیک، با تجویز چند قرص یا تزریق چند ویتامین بهبود نخواهد یافت. بنابراین همه عوامل دست به دست هم می دهند، تا برای حل بحران تهران ضرورت این طرح بیشتر جلوه گر شود، تا حداقل با انتقال پایتخت به یک محل جدید و کم خطرتر اولا با به صفر رساندن رشد جمعیت و گسترش آن معماری و فرهنگی، اجتماعی آن را بازسازی و ثانیا برای ایمن تر کردن آن برنامه ریزی کرد.

ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب اخیر هشدار رضایی به عربستان/ باید برای آزمون آزادی منطقه آماده باشیم خجسته خبر داد: بررسی طرح استانی شدن انتخابات خارج از نوبت مرد یادآور شین‌آباد از همدان تلاش خود را آغاز کرده است." با طرح استانی شدن انتخابات موافق هستم دولت در آخرین اظهارات نظر خود پایان پروژه‌ها را به سال 94 موکول کرد طرح استانی شدن انتخابات مجلس فرماندار کبودراهنگ در کارگروه سلامت و امنیت غذایی: پزشکان به روستاهای محروم برون آیت‌ا... هزاوه‌ای همدانی در خاک آرمید بیشتر تهرانی ها دچار بیماری افسردگی هستند نعمتی سخنگوی هیأت رئیسه شد
کلمات کلیدی وبلاگ انتقال پایتخت (۳٢) پایتخت آینده ایران (۳۱) همدان (٢۸) تاریخ همدان (۱۳) تقصیمات کشوری (۸) ایجاد استان جدید (٦) زمان انتقال پایتخت سیاسی از تهران (٦) مشاهیر (٦) ادبیات (٥) تپه باستانی (٥) فرمانداری (٤) آداب و رسوم (٤) مذهبی (۳) فرهنگ (۳) نام جای (۳) سمنان (۳) زلزله تهران (۳) امیر خجسته (۳) کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس (۳) گزینه های انتقال پایتخت (۳) راههای کشور (۳) طرح استانی شدن انتخابات مجلس (۳) موافقان و مخالفان طرح استانی شدن انتخابات مجلس (٢) نقش اقوام در انتخابات (٢) رئیس کمیسیون امور شوراهای مجلس (٢) علیرضا خسروی نماینده سمنان،‌مهدی‌شهر و سرخه (٢) راه آهن غرب کشور (٢) موقعیت همدان (٢) آزاد راههای کشور (٢) آثار تاریخی همدان (٢) هکمتانه (٢) تپه مصلی (٢) خراسان (٢) اراک (٢) شهرستان (٢) ساوه (٢) عرفان (٢) تبریک (٢) مجلس (٢) عید (٢) تهران (٢) جغرافیا (٢) پرند (٢) سبزوار (٢) نتایج (۱) کوریجان (۱) عید نوروز (۱) آرامگاه (۱) آش (۱) روزنامه (۱) طبس (۱) نوروزی (۱) غدیر (۱) تغذیه (۱) اصفهان (۱) نقشه (۱) گردشگری (۱) وزیر آموزش و پرورش (۱) مناسبت (۱) بحرین (۱) مازندران (۱) انتخابات (۱) دختر (۱) رمضان (۱) عکس (۱) کتاب (۱) شاهرود (۱) طنز (۱) انتخابات مجلس (۱) داستان (۱) زراومند (۱) هادی گروسین (۱) دریاچه باستانی همدان (۱) ترک و آذری (۱) هابیل چگنی (۱) فرش همدان (۱) نواحی فرش بافی (۱) انواع فرش (۱) دهستان (۱) موسیقی بومی همدان (۱) موسیقی آذری همدان (۱) موسیقی کردی همدان (۱) موسیقی لری همدان (۱) خانه تاریخی (۱) پوستی زاده (۱) آخوندملاعلی همدانی ره (۱) آیت‌الله بهاری (۱) تنکابن (۱) عکس قدیمی (۱) سعید افقی (۱) اجرای نمایش (۱) پایگاه اطلاع رسانی دولت (۱) جمعیت (۱) بازار همدان (۱) کاروامسراهای همدان (۱) بوعلی سینا (۱) موزه (۱) ابن سینا (۱) ملایر (۱) همه کسی (۱) بخش (۱) امام جمعه (۱) شعر با گویش همدانی (۱) گویش همدانی (۱) شرح یک شعر به گویش همدانی (۱) حاجی بابایی (۱) مهدی چمران (۱) نمایندگان مجلس شورای اسلامی (۱) جستجوی راه حل (۱) انتقال هدفمند جمعیت از پایتخت به شهرستان (۱) استاندار همدان (۱) ملت ما (۱) احسان قنبری (۱) اخبار همدان (۱) شهر جدید حورا (۱) آیت الله بنی صدر (۱) آخوند ملاعلی همدانی (۱) شیخ باقر مهاجرانی (۱) تهران کوتاهترین پایتخت دنیا (۱) کمیته اضطراری فجایع طبیعی (۱) فرماندار کبودراهنگ (۱) محمد علی پور مختار (۱) انتخابات ریاست جمهوری یازدهم (۱) کرم رضا پیریایی (۱) بهروز نعمتی (۱) مقاله isi و isc (۱) کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس (۱) محمد ابراهیم الهی تبار (۱) نقش اقوام در انتخاب روحانی (۱) امین فضلی (۱) پایتخت را خُرد کنیم (۱) نقش سازمان زمین شناسی درانتخاب پایتخت (۱) مدیرکل دفتر بررسی مخاطرات زمین شناسی (۱) پژوهشگران جوان همدانی (۱) رییس باشگاه پژوهشگران و نخبگان واحد همدان (۱) مناطق کم لرزه (۱) دانش آموزات (۱) هاشمی مشاور رئیس جمهور مسئول مطالعه طرح انتقال پای (۱) راه و شهرسازی (۱) اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی (۱) معلون سیاسی امنیتی استاندار همدان (۱) طرح بررسی ساماندهی و تمرکززدایی از تهران (۱) هیأت رئیسه مجلس (۱) نماینده مردم اسد آباد درمجلس شورای اسلامی (۱) آیت‌ا هزاوه‌ای همدانی در خاک آرمید (۱) الزمات انتقال پایتخت (۱) تمرکز شدید و ازدحام جمعیت: (۱) نتیجه انتقال پایتخت چیست؟ (۱) باربد فرهادی (۱) کمیسیون عمران مجلس (۱) حمدجواد کولیوند (۱) عضو کمیسیون معماری و شهرسازی شورای اسلامی شهر تهرا (۱) راه‌آهن کرمانشاه (۱) علی نورزاد (۱) نماینده بهار و کبودراهنگ در مجلس شورای اسلامی (۱) استاندار قم (۱) اسد آباد (۱)
دوستان من پایگاه اطلاع رسانی بسیج سپاه انصار الحسین همدان فرمانداری همدان همدان پايگاه انصارالمهدی پايگاه ميعاد کوریجان دیار تاریخی کاغذ رنگی آیت الله نوری همدانی استان خوزستان شمالی دروازه های تاريخی همدان دانشگاه بوعلی سينا دانشگاه آزاد اسلامي اسدالله ربانی مهر-دامنه های الوند آقبلاق آقداق پرتال زیگور طراح قالب